قتل هاى ناموسی با شمشیر دولبه سنت و قانون

 

 

 

 

 

 سحر بيت مشعل - وكيل و فعال حقوق زنان

قتل های ناموسی در جوامع وفرهنگ های مختلف وجود دارد وقربانیان به شیوه های فجیع و گوناگون به قتل می رسند. هر چند که تلاش های زیادی برای توقف این قتل ها از طریق سازمان ها وگروه های فعال در زمینه حمایت از حقوق زنان ومبارزه با خشونت صورت می گیرد اما متاسفانه این پدیده همچنان وجود دارد

  بر اساس آمار سازمان ملل سالانه حدود 5000 زن تحت عنوان دفاع از شرف وناموس توسط مردان اعضای خانواده خود به قتل می رسند. بیشتر این قتلها در غرب آسیا، شمال آفریقا وبخشهایی از جنوب آسیا به وقوع می پیوندد

  پاکستان در صدر فهرست این کشورها دارای بالاترین آمار قتل های ناموسی است به گونه ای که در سال 1999 تقریبا 1000 زن کشته شدند وبعد از آن ترکیه، ایران، عمان، مصر و کردستان عراق در این فهرست جای دارند

این پدیده مختص کشورهای اسلامی نیست بلکه 52 کشور پیشرفته دنیا شاهد اینگونه قتل ها است. هرچند که اغلب این قتلها توسط مهاجرین صورت گرفته است

در ایران نیز بر اساس بررسی های به عمل آمده مشخص گردید که در سال 1388 مناطق عرب نشين اقليم اهواز در راس دیگر استان هایی است که شاهد ارتکاب قتلهای ناموسی هستند. شهرهای فلاحيه عبادان (آبادان)  و اهواز به ترتیب دارای بیشترین آمار اینگونه قتلها هستند

همچنین طبق اظهارات آقای سید مجتبی برهانی (بازپرس ویژه قتل اهواز) در جمع خبرنگاران، 24.5٪ از قتلهای صورت گرفته در اهواز در سال 88 ناموسی است. که البته نسبت به سال 84 به میزان 35٪ کاهش یافته است

اين در حالى است كه آمار كلى  قتل های اعلامی در ایران تحت عنوان دفاع از ناموس در سال 1390 حدودا 340 مورد بوده که بیشتر آنها در کردستان واهواز بود. شایان ذکر است در شهرهای آذربایجان، ایلام، کرمانشاه، سیستان وبلوچستان، لرستان، همدان، فارس وخراسان از این قبیل جرایم آمار قابل توجهی ملاحظه می شود

جوامع سنتى

قتل های ناموسی، تجاوز جنسی، ضرب وجرح فیزیکی زنان از بدیهی ترین موارد نقض حقوق بشر وخشونت علیه زنان است. ریشه این پدیده را می توان در بافت فرهنگی وهنجارهای اجتماعی یک جامعه جست. در جوامعی که ساختار آن سنتی وقبیله ای است معمولا در مورد برخورد با مسایل دفاع از آنچه که حیثیت وشرافت ناموسی یاد برده می شود هیچگونه انعطاف ویا بخششی وجود ندارد

در اینگونه فرهنگها صاحبان قدرت مردها هستند که خود سرپرستی ومسولیت خانواده را از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر عهده دارند و تمامی افراد خانواده بویژه زنان باید زیر سلطه مرد خانواده باشند و زنان به عنوان قشر ضعیف ومسلوب الاراده هستند باید از مرد خانواده چه به عنوان پدر، برادر ویا همسر تبعیت کنند. و در صورت مطالبه حقوق خود ویا امتناع از اجرای دستورات مردان خانواده با خشونت جدی مواجه می شوند. این به معنای نابرابری بین زن ومرد وحاکمیت مطلق مرد سالاری است

فرار دختران از منزل پدری، تن ندادن به ازدواج اجباری یا فامیلی، داشتن رابطه عاطفی ویا جنسی قبل از ازدواج و یا در حین زوجیت، ازدواج بدون رضایت مردان فامیل همه از جمله موارد علل وقوع قتل های ناموسی است

در بسیاری موارد هم قربانیان بر اثر سوء ظن وگمان به داشتن رابطه بدون هیچ مدرک و یا سندی وکاملا بر اساس قضاوت سلیقه ای به قتل رسیدند

قانون

هر جا جرم وجنایتی رخ دهد این قانون است که جهت جلوگیری از ارتکاب جرم وحمایت از حقوق تمامی افراد جامعه از جنین در رحم مادر تا افراد محجور از قبیل معلولین ذهنی قوانینی وضع می کند اما متاسفانه در قانون جزایی ایران مادتین 630 تحت عنوان "قتل در فراش "و 220 معروف به" فرزندکشی "که کاملا مغایر با حقوق بشر میباشد مواجه میشویم که باعث تجری مرتکبین به نوع قتلهای ناموسی میشود

برابر ماده 630 قانون مجازات اسلامی "هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند وعلم به تمکین زن داشته باشد مرد میتواند در همان حال آنان را به قتل برساند در صورتیکه زن مکره باشد زوج فقط میتواند مرد را به قتل برساند. حکم ضرب وجرح در این مورد نیز مانند قتل است. "

در اینجا قانون نسبت به وضعیت مشابهی که زن شوهر خود را در حین عمل زنا با زن دیگر ببیند آیا میتواند آنها را درهمان حال به قتل برساند مسکوت بوده است واین تبعیض از سوی قانونگذار کاملا ملموس است

در نظر عرف جامعه اینگونه تصور می شود که زن ناموس پدر، برادر، همسر وحتی مردان قبیله بحساب می آید و در صورتی که زن از «هنجارهای جامعه» تخطی کند باید مجازات شود این تفکر متاسفانه از عرف به قانون هم تسری پیدا کرده وقانون حمایت خود را در این ماده به وضوح نمایان کرده است

به نظر می رسد دور از انصاف است زمانی که قتل زنی از سوی مردان قبیله اجرا می شود - ویا در حین تصویب این ماده قانونی که به نوعی حمایت صریح قانون از عمل شنیع جنایت علیه زن بوده - کسی این سوال را نپرسد که آیا این فقط زن است که «ناموس مرد محسوب میشود! »یا اینکه زن نیز میتواند به مرد خود به دید ناموس نگاه کند واگر او را در حال زنا با دیگری ببیند این اجازه را خواهد داشت برای دفاع از حیثیت وشرافت خود او را بکشد

  ماده 220 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1370) اعلام می دارد "پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول وتعزیر محکوم می شود" و در ماده 612 همین قانون، قانونگذار اعلام کرده "هرکس مرتکب قتل شود و شاکی نداشته باشد ویا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد ویا به هر علت قصاص نشود در صورتیکه اقدام وی موجب اخلال در نظم وصیانت وامنیت جامعه ویا بیم تجری مرتکب و یا دیگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از 3 تا 10 سال محکوم مینماید. "

با امعان نظر در این مواد مشخص می شود که اولا در صورتیکه مادر یا جد مادری مرتکب قتل فرزند خود شوند قصاص می شوند اما برای پدر وجد پدری قصاص وجود ندارد

ثانیا با توجه به مدت حبس تعزیری فوق الذکر قاضی میتواند در صورتیکه قاتل فاقد سابقه کیفری باشد مجازات وی را (طبق ماده 22 ق مجازات اسلامی) تخفیف دهد

ثالثا در قتلهای ناموسی ویا فرزندکشی معمولا وراث مقتول از شکایت خود علیه قاتل ویا مطالبه دیه صرف نظر می کنند بطوریکه استنباط می شود که فرد مقتول از اساس چه در حیات وچه بعد از قتل اوهبچ حقی برایش متصور نیست

در جامعه امروزه که زنان بخش بزرگی از جامعه هستند و پا به پای مردان در تمامی عرصه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی سهیم وشریک هستند ... .. به دور از انصاف است که به چشم جنس دوم دیده شوند وعرف جامعه باید کم کم به این باور برسد که زن همانند مرد برابر است وحق وحقوقی دارد وضمانت اجرای این امر فقط از طریق قانون می باشد که با بازنگری واصلاح قوانین با مرتکبین هرگونه خشونت علیه زنان را تحت هرعنوانی برخوردی قاطع ومجازات اشد را اعمال کند تا زنان بتوانند با احساس امنیت در محیط خانواده وجامعه مراحل ترقی ومثمر ثمر بودن در جامعه را طی کنند

در چنین شرایطی برای جلوگیری از چنین پدیده شوم علاوه بر تغییر روش های قضایی معمول این جوامع نیاز به وسایل فرهنگ سازی ویژه خود دارند.

 در شرایطی که مثلا در اهواز به زنان عرب اجازه داده نمی شود تشکل هایی برای بررسی ستم وخشونت وارد بر آنها داشته باشند می توان تصور کرد زن کشی در مناطق عرب نشین با شمشیر دو لبه سنت و قانون صورت مى گيرد.