گسترش فعاليت هاى لابى ايران در آمريكا

 17 اوت 2014م

دبی-العربیه.نت فارسی

لابى جمهورى اسلامى ايران در ايالات متحده امريكا عنوان رسمى ندارد. گروه ها و سازمان هائی هستند كه تحت عناوين مختلفی مانند سازمان هاى حقوق بشرى و ضد جنگ و جريان های خواهان سازش با ایران با شعار ایجاد صلح و ثبات در خاورمیانه فعاليت مى كنند. در واقع لابی ایران در آمریکا مجموعه ای از سازمان ها و محافل تجاری و سیاسی هستند که در برخی زمینه ها با جمهوری اسلامی اتحاد منافع دارند وتلاش مى كنند از وقوع تحریم هاى جدید عليه ايران جلوگیری می کنند. اغلب اين گروه ها، مدافع سازش و دوستی آمریکا با ایران هستند و از اهداف منطقه ای جمهوری اسلامی دفاع می کنند.

از جمله اين سازمان ها مى توان از بسيارى از گروه های چپ آمریکائی و گروه های ضد جنگ که از زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد با جمهوری اسلامی رابطه برقرار کردند و در تأثیر گذاری روی افکار عمومی نقش موثری دارند نام برد. یا برخی گروه های لیبرال در آمریکا که خاورمیانه جدید را به نوعی اتحاد استراتژیک آمریکا و جمهوری اسلامی تلقى مى كنند.

مهم ترين گروه ها در اين زمينه لابی هاى قدرتمند و با نفوذ تجاری و بویژه لابی نفت در امريكا، از نزدیکترین متحدان جمهوری اسلامی هستند که از سال 1997 با تشکیل یک لابی رسمی تحت عنوان USA*ENGAGE، در مسیر برداشتن تحریم یا جلوگیری از اعمال تحریم های جدید علیه جمهوری اسلامی فعالیت میکند. 

لابی نفت می خواهد اولا ایران که دومین ذخیره بزرگ نفت جهان است، بتواند نفتش را به فروش بگذارد و دوم اینکه تحولاتی که در جمهوری اسلامی می شود، بازار نفت را دچار تغییرات عمده نکند. بنابراین همیشه ترجیح داده اند که با حکومت موجود در ایران کنار بیایند و هیچگاه از تغییر رژیم در داخل کشور حمایت نکرده اند.

روحانى و تقويت لابى ايرانى

حسن روحانی رئيس جمهور ايران در سال گذشته پس از سفر به نیویورک بر روی تقویت "لابی ایرانی" تأکید کرد. دولت جدید روحانى براین باور است که می توان از اختلاف های سیاسی در داخل آمریکا استفاده کرد و با اتخاذ سیاست های مناسب، شکاف های موجود را عمیق تر کرد تا فشار وتحریم علیه ایران کاهش یابد و سرانجام، گزینه استراتژیک ایران تحمیل شود. در این راستا، دولت جدید هدف عمده خود را روی عمیق تر کردن شکاف های موجود در آمریکا قرار داده است.

حسن روحانی در جریان سفر به نیویورک نیز در جمع عده ای از ایرانیان هوادار نظام سخنرانی کرد و از آنان خواست تا با راه اندازی دیپلماسی عمومی یعنی لابی و تأثیر گذاری بر روی افکار عمومی، به کمک دیپلماسی رسمی ايران برآیند.

محمد جواد ظریف وزير امور خارجه ايران نيز  31 مرداد 1392 در مصاحبه با تلویزیون دولتی ایران  توضیحات روشن تری داد و گفت: “اینجا میخواهم یک نکته ای را بهش توجه بدهم و اون حضور یک جمعیت عظیم فرهیخته ایرانی در آمریکاست که اینها باید به عنوان سرمایه های ایران حساب بشوند و اینها هم میتوانند به عنوان گروهی که منافع کشورشون هست منافع سرزمین مادر و پدری شون هست از این منافع دفاع بکنند و اجازه ندهند یک گروه کوچکی بتوانند منافع خودشون را و دیدگاههای جنگ طلبانه شون رو نه تنها بر ایران و بر جامعه بین المللی بلکه بر آمریکا هم اعمال کنند.”

از سوى ديگر در آمریکا، سیاست های تبلیغاتی دولت روحانی و حمایت های رسانه ای وسیعی که محافل طرفدار مماشات با ايران، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داده و جلوی تصویب تحریم های جدید در کنگره را گرفته است. دولت روحانی برای تقویت اردوگاه طرفدار مماشات در آمریکا و عمیق کردن شکاف سیاسی در این کشور، بر روی تجربیات شخصی جواد ظریف حساب بازکرده است. وی به مدت 5 سال نماینده جمهوری اسلامی  ایران در سازمان ملل در نیویورک بود و روابط گسترده ای با محافل سیاسی و نمایندگان کنگره برقرار کرد و ازاین ارتباطات به نفع سیاست های هسته ای و منطقه ای رژیم استفاده کرد.

سازمان ناياك مهمترين لابى ايران

شوراي ملي ايرانيان آمريکا ( ناياک National Iranian American Council (NIAC در سال‌هاي اخير در بسياري از رسانه هاى آمريکايي و حتي ايراني به عنوان مهم ترين لابى جمهورى اسلامى در امريكا مطرح بوده است. 

تا قبل از ظهور ناياك، يك سازمان ديگر به نام شورای آمریکائی ایرانی از سال 1997 نقش لابی جمهورى اسلامى ايران در آمريكا را بازى مى كرد. اين سازمان تجاری برای لغو تحریم ها به رهبرى هوشنگ امیر احمدی وارد عمل شد وبا حمایت لابی تجاری آمریکائی براه افتاد تا سیاست آمریکا در رابطه با ایران را تغییر داده و تحریم های اقتصادی علیه ایران را لغو کند.

سپس نایاک جای شورای آمریکائی ایرانی را گرفت و از سال 2008 به بعد که اوباما وارد کاخ سفید شد و وزارت خارجه اش به منظور سازش با نظام ایران، وارد همکاری با نایاک شد. این سازمان قدرت و نفوذ بیشتری پیدا کرد. همكاران اصلى نایاک در ایران مافیای اقتصادی نزدیک به رفسنجانی است.

حسن داعی نویسنده و پژوهشگر مسائل ایران كه مسائل مربوط به لابى هاى ايران در ايالات متحده را دنبال مى كند در مصاحبه با "العربیه.نت " گفت: "این لابی ها و متحدان جمهوری اسلامی در آمریکا خواهان سازش هسته ای هستند و از دولت آمریکا می خواهند با نرمش بیشتر و با قبول خط قرمز های جمهوری اسلامی مثلا قبول تعداد بیشتری سانتریفوژ (و اعطای دو فاکتوی توان تولید سلاح هسته ای) راه سازش را فراهم کند. این گروه ها با تبلیغ روی اینکه جمهوری اسلامی خواهان سازش است اما اسرائیل و جنگ طلبان آمریکا مانع آن هستند، تلاش می کند تا شرائط مورد نظر رژیم ایران را به غرب تحمیل کنند".

داعى مى افزايد: " این لابی ها و متحدان رژیم، به آمریکا فشار می آورند که به جمهوری اسلامی به عنوان شریک و متحد در منطقه نگاه کند و با قبول هژمونی رژیم در خاورمیانه، همانطور که نیکسون با چین از در دوستی در آمد، با رژیم ایران شریک و دوست منطقه ای شود ".

داعي در رابطه با نقش اين لابى در تضعيف اپوزسيون ايرانى خارج از كشور گفت: "این لابی ها تلاش می کنند که دولت و کنگره آمریکا از هیچ گروه اپوزیسیون ایرانی حمایت نکند و حتی ایده تغییر رژیم را نیز از نظر دور نگاه دارد. کارزار تبلیغی این گروه ها بر این استوار است که تنها راه ممکن برای تغیییرات در ایران، آشتی با ایران و حمایت از جناح های میانه رو است. اپوزیسیون درون این رژیم قرار دارد و نه بیرون آن. زیرا اگر آمریکا از تغییر رژیم حمایت کند، تند روهای ایران تقویت میشوند و راه سازش بسته می شود."

لازم به ذكر است كه در سال 2008، سازمان نایاک به رهبری تریتا پارسی که در نوشته های داعی به عنوان لابی طرفدار ایران معرفی می شود، با حمایت محافل طرفدار مماشات در آمریکا، از حسن داعی به دادگاه فدرال شکایت کرد و وی را به دروغگوئی و اتهام زنی به این سازمان متهم کرد.

پس از 4 سال و نیم پروسه قانونی، سازمان نایاک در دادگاه شکست خورد و قاضی دادگاه آنان را به دلیل تقلب و دروغگوئی به پرداخت بخش مهمی از هزینه های حقوقی حسن داعی محکوم کرد.

در این چهار سال و نیم، شکایت نایاک از حسن داعی انعکاس وسیعی در رسانه های آمریکا داشت و اسناد داخلی این سازمان که در پروسه قضائی افشاء شده بود، در روزنامه های مهم منجمله واشنگتن تایمز منتشر شد و به آشنائی عمومی در مورد فعالیت های لابی رژیم ایران در آمریکا کمک کرد.

نقش ناياك در تخفيف تحريم ها

والت مارتين فعال حقوق بشر امريكايى و مدير اجرايى شبكه پناهندگان ايرانى در امريكا، درباره نقش ناياك در تلاش هاى ايران براى جلوگيرى از تحريمهاى بيشتر عليه ايران به " العربيه.نت " گفت: "لابی ایران تلاش دارد دولت آمریکا را متقاعد کند که موارد نقض حقوق بشر در ایران به دلیل تحریم ها به وقوع می پیوندند، اما همگان می دانند که این امر صحت ندارد. براى مثال تریتا پارسی، دبیر شورای ملی ایرانیان آمریکا ادعا می کرد که علت کمبود دارو در ایران، تحریم های آمریکا است و به همین دلیل مدام به تحریم های آمریکا علیه ایران اعتراض داشت. این در حالی است که مرضیه وحید دستجردی، وزیر سابق بهداشت ایران تأکید کرده بود که "تحریم ها هیچ تأثیری بر محموله های تجهیزات پزشکی به ایران نداشت و سبب این امر سوء مدیریت وضعیت بهداشت و سلامت کشور توسط جمهوری اسلامی بود"؛ دستجردی بلافاصله پس از این سخنان بركنار شد".

وى مى افزايد : "ما با بسیاری از فعالان حقوق بشر ایرانی در راستای پرده برداشتن از حقایق و نظارت بر نقض حقوق بشر در ایران همکاری می کنیم؛ ایرانیان قربانی مذاکرات هسته ای کشورشان با کشورهای 5+1 شده و لابی رژیم ایران در ایالات متحده در صدد پوشش جنایات جمهوری اسلامی و نقض حقوق بشر در ایران عمل می کند. ما با برقراری ارتباط با اعضای کنگره و سنا وهمچنين دولتهاى کاناد و انگلیس، سعی در پرده برداشتن از این امر داریم". 

مارتين مى گوید : "ما و بقيه سازمان های حقوق بشری در ایالات متحده خواستار پرداختن به موضوع نقض حقوق بشر در مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای 5+1 هستیم و این موضوع بايد بخشی از توافق جامع با ايران باشد. به دلیل درخواست های مکرر ما در این زمینه، کنگره آمریکا اعلام تحریم های جدیدی را علیه ایران براثر نقض حقوق بشر بررسی می کند و ما امیدواریم کنگره و سازمان ملل عاملین این جنایات در ایران را مجازات کنند؛ از جمله مقامات ارشد و قضاتی که توانایی جلوگیری از محاکمه های غیرقانونی، حبس، شکنجه وتبعيض عليه اقليتهاى قومى ودينى و موج اعدام بسیاری از قربانیان بی گناه ". 

مارتين معتقد است كه "اين لابي ها توسط کمک های مالی فراوان رژیم ایران توانسته اند دولت آمریکا را متقاعد کنند تا اصل "مخالفت کامل با غنی سازی" را کنار بگذارد ودر نتيجه تخفیف جزئی تحریم ها توسط دولت پرزيدنت اوباما که منجر به رهایی میلیاردها دلار به ایران شد، رژیم ایران را قادر ساخت به تأمین مالی اسد، حماس، حزب الله و شیعیان در بحرین ادامه دهد".

بنیاد علوی

يكى ديگر از لابى هاى ايران در آمريكا بنیاد علوی بود در سال 2014 بسته شد. بنیاد علوی هدف خود را تبلیغ فرهنگ اسلامی و زبان، ادبیات و تمدن فارسی از طریق کمک‌های مالی خیریه و انسان‌دوستانه در قالب برنامه‌های آموزشی، مذهبی و فرهنگی اعلام می‌کرد. دادستان فدرال نیویورک هم در سال ۲۰۰۹ بنیاد علوی را ویترین جمهوری اسلامی ایران و یک نهاد صوری معرفی کرده و افزوده‌است که از دو دههٔ پیش و با نقض کامل قوانین آمریکا ریاست این بنیاد را مقامات مختلف ایرانی، از جمله نمایندگان جمهوری اسلامی در سازمان ملل برعهده داشته‌اند.

دادستان فدرال نیویورک دارایی‌های بنیاد علوی را که شامل حساب‌های بانکی به ارزش بیش از ۵۰۰ میلیون دلار، یک ساختمان ۳۶ طبقه در خیابان پنجم نیویورک، چهار مسجد شیعه در نیویورک، مریلند، کالیفرنیا و هیوستون، و مراکز اسلامی آن در مریلند، ویرجینیا، کالیفرنیا و تکزاس می‌شود را ضبط كرد. رای مصادره اموال مجددا در سال ۲۰۱۴ تایید شد.

هدف نهايى: بقاى نظام

بسيارى از تحليلگران مسائل ایران معتقدند كه اغلب تلاش هاى سازمان نایاک  ولابى هاى مشابه آن نظير کمپانی های بزرگ آمریکا و گروه هاى ضد جنگ ونيز برخى اصلاح طلبان حکومتی ايرانى مقیم آمریکا در اين راستاست كه از گسترش ايده "تغيير نظام در ايران" جلو گيرى کرده و با "راه حل های ساختار شکن" مقابله كنند. آن ها سعى مى كنند برنامه هسته ای ايران، نقض گسترده حقوق بشر  و سياست هاى توسعه طلبانه در منطقه خاور ميانه را به هر نحوى توجيه كنند.

اين سازمان هاى لابی طرفدار ايران، پس از 12 سال فعالیت و خرج میلیونها دلار و با حمایت بی سابقه محافل با نفوذ در واشنگتن، توانسته اند در کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا در مورد مسائل مربوط به ايران، نقشى اساسى بازى كنند، خود را نماینده ایرانیان معرفی كنند و به طور صریح و روشن از منافع جمهوری اسلامی دفاع كنند.

اين در حالى است كه بسيارى از احزاب سياسى و سازمانهاى مدافع حقوق بشر، ناياك ولابى هاى مشابه آن را به عنوان يكى از موانع اصلى بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران و گذار به دموكراسى و آزادى مى دانند و آنان را توجيه گر سياست سركوب و ارعاب و خفقان نظام جمهورى اسلامى عليه مردم ايران مى دانند.