مروری بر ظهور و سقوط پدیده خلق عرب 58-1357

مقاله ذیل را شخصی به نام رضا آذری شهرضایی در فصل نامه "گفتگو" منتشر کرده بود که در آن به حوادث چهارشنبه سیاه در محمره و سرکوب فعالان و مردم عرب منطقه می پردازد. در این مقاله که در سال 1378 منتشر شده آقای شهرضایی مانند بسیاری از ناسیونالیست هایی که حفظ وحدت ملی ویکپارچگی ایران را در نابودی دیگر ملت های غیرفارس می دانند از طریق یک جاده یک طرفه وارد محمره شده و روایت دولتی از سرکوب ها را برای خواننده بازگو می کند.
 
 
 
مروری بر ظهور و سقوط پدیده خلق عرب 58-1357
 
رضا آذری شهرضایی
 
تحرکات قومی که امروزه یکی از وجوه شاخص عرصه تحولات سیاسی در بخش های وسیعی از جهان است در ایران معاصر نیز از پیشینیه تاریخی درخور توجهی برخوردار می باشد. اگر چه این نوع تحرکات به رغم تنوع قومی گسترده ای که ایران از آن برخوردار است در درجه اول به دلیل سنتی دیرینه از همزیستی اقوام ایرانی، در قیاس با تحرکات مشابه در دیگر نقاط منطقه هیچ گاه نتوانست از یک حرکت سطحی و حاشیه ای فراتر رفته ، جنبه ای حاد و اساسی بیابد ولی با این حال تداوم و بقای آن هر چند بیشتر به صورتی مکتوم و فرو خفته به اندازه ای جدی هست که لزوم شناخت و بررسی آن را آشکار سازد. یکی از نمونه های درخورد توجه این مقوله هویت قومی و فرهنگی، مورد عشایر جنوب خوزستان است و مسائل ناشی از خواست ابراز و احراز این هویت مشخص قومی و فرهنگی.
 
از یک سو از سال های نخست یا به طور دقیق تر اگر تحرکات سایسی محافل عرب خوزستان را در سال های بعد از شهریور 1320 ملاک قرار دهیم از سال های میانی قرن حاضر شاهد شکل گیری تلاشی هستیم در سطح محلی برای ابراز و احراز نوعی هویت قومی و از سوی دیگر گره خوردن این سعی و تلاش که به خودی خود می توانست و می بایست حرکتی معقول و به سزا محسوب گردد با رشته تحرکات و تحریکاتی که در رقابت های منطقه ای و تعارضات خارجی ریشه داشت. ظهور و سقوط پدیده "خلق عرب" درخوزستان در سال نخست پیروزی انقلاب همزمان با تحرکات مشابهی که در دیگر نقاط کشور جریان داشت یکی از نمونه های در خور توجه مقوله نام برده است. در این بررسی سعی بر آن است که با ترسیم سیمایی مختصر از چگونگی شکل گیری این حرکت و مآلا فروپاشی آن در عرض چند ماه، بررشته عواملی تآکید نهیم که معمولا این تحرکات را تحت الشعاع قرار داده و در نهایت آن را از مجرای اصلی خود منحرف می کنند.
 
سرآغاز دور جدید و معاصر تحرکات پان عربی در خوزستان به دوران حکومت جمال عبدالناصر در مصر و موجی از افکار پان عربی که در این ایام در کشورهای مختلف عرب فراگیر شد، باز می گردد. این حرکت به خصوص با توجه به زمینه های فقر و عقب ماندگی در خوزستان و همچنین به دلیل روابط خصومت آمیزی که بین ایران و مصر در آن مقطع به وجود آمده بود به تدریج صورتی سازمان یافته و تشکیلاتی پیداکرد. "جبهة التحریر" وجه سازمانی این حرکت بود که در آن مقطع یعنی در اوایل دهه 1340 شمسی فعالیت مخفی خود را شروع کرد و بعد از به روی کارآمدن بعثی ها درعراق گرایشی مطابق با سیاست های عراق یافت. پس ازشناسایی این جریان توسط نیروهای امنیتی ایران در همان ایام که به سرکوب آن منجر شد، پاره ای از اعضای تشکیلات مزبور به کشورهای چون لیبی، عراق و سوریه گریخته و در چارچوب سیاسست های پان عربی این کشورها به خدمت در آمدند (1).
 
بعد از یک دوره طولانی از درگیری ها و تنش های مرزی میان ایران و عراق در فاصله سال های 1340 تا 1354 که در خلال آن تحرکات پان عربی درخوزستان بخشی از عملیات ایذایی عراق به شمار می آمد، بالاخره با توافق نامه 1975 الجزایر میان دو کشور این تحرکات نیز تا حدود بسیاری فروکش کرد ولی بعثی ها علیرغم این توافق نامه هیچ گاه اندیشه از سرگیری خصومت با ایران را فراموش نکرده حتی به گفته سرلشکر وفیق السامرایی از مقامات سابق نظامی عراق حتی طرح حمله ای را برای فرصت های آتی تهیه نمود (2).
 
با انقلاب اسلامی و سقوط شاه، رژیم بعث فرصت را مغتنم شمرده و از ضعف نیروهای نظامی و انتظامی ایران که تشکیلات آن به دلیل نابسامانی های برآمده از انقلاب از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند، استفاده کرده و به سرعت درصدد سازماندهی تحرکاتی به نفع خود برآمد.
 
همانند ادوار پیش استفاده از عرب زبانان ایران در خوزستان برای ایجاد تشکیلات منسجمی از میان آن ها برای فعالیت نظامی، اطلاعاتی و سیاسی به نفع عراق به یکی از اولویت های سیاسی حزب بعث تبدیل شد.
 
بعد از پیروزی انقلاب، شیخ شبیر خاقانی از روحانیون معروف خرمشهر به دلیل اعلمیت در فقه و همچنین به دلیل نفوذی که در عامه مردم داشت علی رغم این که سابقه مبارزاتی قابل توجهی در دوران شاه نداشت تا حدود فراوانی توانست زمام امور منطقه را در دست گیرد. یکی از نخستین فرامینی که شیخ شبیر صادر کرد آن بود که به دستور وی کلیه سرحدات مرزی خرمشهر اعم از زمینی و دریایی تا اطلاع ثانوی مسدود اعلام شد و کار کنترل مرزها به عشایر ساکن نوار مرزی خرمشهر محول گردید (3). وی همچنین طی حکمی سید هادی مزاری پور که بعدها از عمال رژیم بعث گردید و در طول جنگ در خدمت ارتش عراق بود وعبدالصاحب موسوی اصل را به عنوان مسئولین امنیت و حراست شهر و خطوط مرزی استان معرفی کرد (4).
 
به دلیل نفوذ شیخ شبیر خاقانی شورای جدید شهر و کمیته انقلاب - که ترکیبی از عرب و فارس بود - منحل شد و با حمایت او ابتدا کمیته عرب ها تشکیل شد که بعد از مدت کوتاهی به مرکز مجاهدین عشایر تغییر نام داد و سرانجام به نام ستاد رزمندگان خلق عرب در آمد. یکی از وجوه اصلی این تشکیلات قوم گرایی افراطی بود. در کنار این تحولات نیروهای انقلابی ایرانی "کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان خرمشهر" را تشکیل دادند و سعی نمودند دراموری چون انتظامات شهری و مرزی و دستگیری عوامل رژیم سابق و دیگر مسایل مختلف سیاسی و اجتماعی استان به فعالیت بپردازند.
 
 "ستاد رزمندگان خلق عرب" در مدت زمان کوتاهی تغییر نام داده به "سازمان سیاسی خلق عرب" معروف شد. در کنار این سازمان که دررأس آن شیوخ عرب قرار داشتند و بیشتر به جذب توده مردم می پرداخت، گروهی با عنوان "روشنفکران انقلابی عرب" با اشغال ساختمان سازمان زنان در خرمشهر "کانون فرهنگی خلق عرب" را تشکیل دادند که گروه اجتماعی دیگری یعنی بیشتر قشر روشنفکر را هدف تبلیغات خود داشت. این کانون طی اعلامیه هایی مبارزه علیه "ارتجاع عرب و فارس" بخصوص "مرتجعین عرب" که می خواستند از احساسات ملی مردم عرب به نفع خود سوء استفاده کنند، احیای فرهنگ عرب، رشد سیاسی مردم و ایجاد محل تجمع برای اقوام عرب که مسایل خود را مطرح کنند، را جزء اهداف خود بیان کردند. بخش عمده ای از کادرهای این تشکیلات را عناصر سابقه دار جبهه التحریر و مارکسیست ها تشکیل می دادند (5). به تدریج با توسعه فعالیت های این گروه ها که حول محور شیخ شبیر خاقانی جمع شده بودند تنش های قومی افزایش یافته و هرروز در یک نقطه تظاهراتی برپا بود.
 
در آغاز شیخ شبیر خاقانی که نفوذ مذهبی و احترام خاصی در مردم منطقه و دربین دولتمردان وقت ایران داشت نقطه ثقلی شد برای حل و فصل مسائل منطقه ای و به همین جهت بود که در 18 اسفند 1357 آیت الله خامنه ای به همراه فرمانده لشگر خوزستان به منظور رسیدگی به مسأله تشکیل خلق عرب ایران در خرمشهر با شیخ شبیر خاقانی ملاقات کرد و چندی بعد نیز مهندس بازرگان و هیأت همراه وی در 29 اسفند به دیدار او رفتند و به مذاکره پرداختند ولی در همان روزی که قرار بود مهندس بازرگان برای مردم سخنرانی نماید گروهی از مخالفان با تیراندازی هوایی و ارعاب در سطح شهر باعث شدند که نخست وزیر از سخنرانی منصرف شود. روزنامه اطلاعات نوشت: "این تیراندازی هوایی از ساعت 11 صبح تا ساعت 4 بعدازظهر به شدت ادامه داشت به طوری که باعث نگرانی هیأت اعزامی، افراد پلیس و حتی آیت الله خاقانی شد نخست وزیر و همراهان در پایان ملاقات با آیت الله خاقانی در معیت ایشان و از طریق یک راه اضطراری عازم مسجد امام صادق (ع) شدند اما در محل مسجد به علت ازدحام بیش از حد و شدت تظاهرات و تیراندازی نخست وزیر موفق به سخنرانی نشد (6).
 
تحولاتی از این دست باعث شد که مقامات کشور برای حل و فصل این مسأله از اتکا صرف به میانجگیری شیخ شبیر خاقانی صرف نظر کرده و تدابیر جدیدی اتخاذ کنند؛ لهذا دولت موقت دریادار احمد مدنی فرمانده نیروی دریایی را با حفظ سمت در مقام استاندار خوزستان تعیین کرد (7). دولت موقت در تلاش برای قانونمند نمودن خواست های مطرح شده طی نامه ای از آیت الله شبیر خاقانی خواست تا هیأتی از منتخبان ایرانیان عرب زبان خوزستان را جهت ارائه خواسته های خود و گنجاندن این خواسته ها در قانون اساسی به تهران اعزام کند (8).
 
دولت در این مرحله بعد از انتخاب دریادار مدنی سعی کرد انتظام خوزستان را از نو اعاده کند و به همین منظور دریادار مدنی در دیدار با شیخ شبیر خاقانی و جمعی از مقامات محلی آبادان و خرمشهر گفت: "هرکس نغمه تجزیه طلبی در این استان ساز کند به شدت او را سرکوب می کنیم "وی افزود" برای حفظ امنیت و انتظامات شهر با توجه به محدودیت پرسنل شهربانی قرار است عده ای از جوانان پاسدار ... به استخدام دولت در آیند و انتظامات شهر را با ضوابط نظامی به عهده بگیرند. وی با اشاره به مشکلات منطقه گفت در گذشته سیاست استعماری مبتنی بر تحقیر خلق ها بود و تنها خلق عرب نبود که زیربار ستم بود "(9).
 
بدنبال درخواست دولت مبنی بر خلع سلاح و حفظ امنیت شهر توسط قوای دولتی در "خرمشهر گروهی از روحانیون این شهر از جمله آقایان سجادی، موسوی، محمدی، صداقت و نوری به منظور سروسامان دادن به اوضاع آشفته شهر با آیت الله شبیر خاقانی ملاقات کردند. در این ملاقات اصرار روحانیون برای خلع سلاح نیروهای موسوم به خلق عرب و نیز نیروهای مذهبی متقابل آن و جایگزینی نیروهای رسمی اعزامی دولت جمهوری اسلامی به جایی نرسد و آیت الله با بروز حساسیت های قومی پیشنهاد نامبردگان را نپذیرفت "(10).
 
در این میان شبیر خاقانی در واکنش به این دور از تلاش های دولت برای حفظ امنیت توسط نیروهای دولتی، به بهانه دخالت بی رویه کمیته های انقلاب، در دوم اردیبهشت 1358 با انتشار اعلامیه ای تهدید کرد که به عنوان اعتراض کشور را ترک خواهد کرد. در پی این واقعه امام خمینی از آیت الله طالقانی و حجت الاسلام احمد خمینی خواستند با شبیر خاقانی مذکره کرده و از وی بخواهند در این وضعیت بحرانی کشور را ترک نکند. حجت الاسلام احمد خمینی در تماس تلفنی با شبیر خاقانی مراتب تأسف امام را از شنیدن خبر تصمیم شیخ شبیر خاقانی در مورد ترک ایران ابلاغ کرده و از او خواست که "در این اوضاع بحرانی کشور را ترک نکند زیرا در این صورت احتمال وقوع رویدادهای ناخوشایندی در خوزستان می رود "(11).
 
در پی همین مذاکرات بود که هیأت اعزامی از او درخواست کرد که برای استراحت به قم برود ولی وی قبول نکرد. همزمان با رد این تقاضا گروهی تحت عنوان "هیأت اعزامی خلق عرب مسلمان ایران" متشکل از سی نفر به دعوت مهدی بازرگان وارد تهران شدند تا مسایل خود را مطرح و یک راه حل اصلاحی به دست آورند. این هیأت علاوه بر مذاکره با دولت موقت با آیت الله طالقانی نیز ملاقات کرد. در اوائل اردیبهشت 1358 "هیأت نمایندگان خلق عرب مسلمان ایران اعزامی به تهران" طی نامه ای به مهندس بازرگان خواسته های خود را در 12 بند اعلام کرد. در میان این خواسته ها "اعتراف" دولت به وجود "ملیت خلق عرب" ودرج آن در قانون اساسی، تشکیل دادگاه های عربی و مجلس خود مختار عرب، پذیرش زبان عربی به عنوان زبان رسمی در منطقه و آموزش آن در مدارس، اولویت براستخدام عرب ها، تخصیص درآمد نفت به عمران منطقه گنجانده شده بود (12).
 
همزمان با توسعه و گسترش تنش های موجود، دامنه مسائل جاری از ابعاد داخلی تجاوز کرده، یک بعد خارجی نیز یافتند. علاوه بر عراق و کویت که از پیش در این تحریکات نقش داشتند. گروه هایی از سازمان های فلسطینی و لیبیایی به نقش آفرینی پرداختند. چنانکه در اخبار نقل شد، سازمان آزادی بخش فلسطین از طریق دفتر خود در خوزستان در تظاهراتی که در استان خوزستان ترتیب داده می شد دخالت داشته است (13). البته به نظر می رسد افرادی که در گذشته از ایران به گروه های سازمان آزادیبخش فلسطین پیوسته بودند نیز در این ماجرا نقش داشتند. در گزارش سفارت امریکا در مورد ملاقات امیر انتظام و کاردار سفارت آمده است "دولت موقت نگران مداخله عراقی ها در خوزستان و فعالیت فلسطینی ها و لیبیایی ها است. امیر انتظام گفت دولت موقت اطلاع یافته است که جرح حبش اخیرا از چند منطقه خلیج فارس دیدن کرده است و شاید یکی از دلایل این سفر ایجاد ناراحتی برای ایران بوده است ... "در پایان این گزارش کاردار سفارت امریکا در تهران به وزارات امور خارجه کشور متبوعش پیشنهاد کرده بود:" اگر وزارت قبول کند که خطر (ریسک) مبادله اطلاعات درباره فعالیت های خراب کاری فلسطین، لیبی و عراق به امکان روابط و همکاری نزدیک با دولت ایران می ارزد سند این اطلاعات را جهت دادن به امیر انتظام [از سازمان های اطلاعاتی ذی ربط] درخواست کنید. (14) "دریادار مدنی استاندار خوزستان نیز در همین ایام در مورد تحریکات مرزی خاطر نشان ساخت که جرج حبش دوبار به منطقه شادگان آمده بود و با افرادی ملاقات هایی داشته است (15).
 
در تاریخ 17 خرداد 1358 شاخه خوزستان جبهه ملی ایران طی بیانیه ای در انتقاد از سیاست خارجی کشور در آن روزگار نوشت: "کار به آن جا کشیده که حتی جرج حبش رهبر سازمان کمونیستی جبهه خلق برای آزادی فلسطین به طور محرمانه وارد منطقه شده و در پاره ای از نقاط که شناسایی شده اند اقداماتی را علیه انقلاب ایران شروع کرده است ولابد این به تلافی همه خوبی هایی است که تاکنون ما به نهضت فلسطین عرضه کرده ایم! به هر حال دولت باید وضع خودش را با مردم و مملکت روشن کند باید به مردم بگوید که ما اکنون در کجای تاریخ ایستاده ایم؟ از یک طرف روابط مان را با بخشی از دنیا تیره می سازیم تا در مجموع به دنیای عرب و بالاخص نهضت فلسطین کمک کنیم از طرف همین ها که می بایستی صمیمانه دست دوستی ما را بفشارند، معلم تربیت چریک به میهن ما گسیل می کنند و سیل اسلحه به داخل کشورمان روانه می دارند! "(16)
 
علاوه بر فلسطینی ها به نظر می رسد که پاره ای از عوامل لیبی نیز در این تحریکات دست داشتند. زیرا جبهه التحریر اهواز از طرف لیبی نیز پشتیبانی می شد (17).
 
این که علاوه بر بعضی از کشورهای عربی مانند کویت که ایران آن ها را "مرتجع" می نامید کشورهایی که در آن دوره از سوی ایران "انقلابی" تلقی می شدند نیز در این تحریکات نقش داشتند، نکته ای است که کمتر به آن توجه شده است. دولت عراق و کویت علاوه بر تبلیغات رادیویی به توزیع اسلحه در خوزستان نیز اقدام کردند و دولت وقت نیز چندبار به این عمل اعتراض نمود. در تلفنگرامی که دریادار مدنی به وزارات کشور فرستاد، آمده بود که کنسول عراق در خرمشهر با عناصر محلی مشکوک روابط و تماس هایی برقرار نموده است ودرخواست کرد که از طریق وزارت خارجه به او تذکر داده شود. (18)
 
با آنکه در حمایت از تحرکات جاری، حمایت تبلیغاتی و تسلیحاتی آشکاری از آن سوی مرزها به داخل خاک ایران جریان داشت ولی دولت هنوز بر مقابله حاد با این تحرکات مصمم نشده بود. مقامات دولتی ابتدا سعی نمودند گروه های مخالف را شناسایی و آنان را تحت کنترل قرار دهند. دریادار احمد مدنی در اواخر اردیبهشت همان سال با اعلام این خبر که گروهی تجزیه طلب با میلیون ها تومان پول در خوزستان دستگیر شده اند اظهار داشت که با متجاوزین به یکپارچگی ایران برخورد خواهد کرد. (19)
 
همزمان با تلاش دولت برای کنترل امور، به خصوص از وقتی که اعلام شد پاسداران برای کنترل منطقه به خوزستان اعزام خواهند شد. حملات شیخ شبیر خاقانی متوجه آنان نیز شد حمله به کانون فرهنگی - نظامی جوانان مسلمان خرمشهر در اواخر اردیبهشت ماه که به انهدام مقر آن ها و مجروح شدن تعدادی از مردم منجر شد نقطه عطفی در تشدید صف بندی های جاری گردید. شیخ شبیر قبل از آن با انتقاد صریح خود از پاسداران کمیته های انقلاب زمینه های روانی این نوع رویارویی ها را فراهم آورده بود. وی در 23 اردیبهشت در سخنرانی در مسجد امام صادق (ع) خرمشهر ضمن انتقاد شدید از استاندار خوزستان، فرمانده پایگاه دریایی و کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان خرمشهر افزود: "علی رغم تلاش من برای پایان دادن به هرگونه نفاق افکنی و دعوت برای اتحاد و یکپارچگی عده ای با نام کانون نظامی فرهنگی به تحریک چند نفر از مقام های محلی اعلامیه هایی نوشته و من و فرزندانم را تهید به ترور کرده اند. "(20)
 
به این بهانه شرکت کنندگان در سخنرانی بعد از پایان سخنرانی شیخ شبیر به ساختمان کانون حمله و ساختمان را تخریب و تعدادی مجروح و تعدادی گروگان گرفته شده به محل سازمان سیاسی خلق عرب منتقل گردیدند. با انعکاس خبر حمله به کانون فرهنگی نظامی، موج اعتراض علیه این اقدام بلند شد و روز بعد دریادار مدتی وارد خرمشهر شد و در جلسه تأمین شهر شرکت کرد. در این جلسه از استاندار درخواست شد که به این تحرکات پایان داده شود و در ادامه یکی از روحانیون شادگان در توصیف وخامت وضع افزود [؟]: "عده ای معلوم الحال در خرمشهر دست به تحریکاتی زده اند و به این شهر اسلحه و پول به میزان قابل توجه وارد می شود و در یک شب در خرمشهر 14 میلیون تومان روی یک محموله اسلحه معامله می شود. پریشب در خرمشهر با کلاشنکف تیراندازی شد و این وظیفه دولت است که در شهر امنیت برقرار کند. "
 
به دنبال این تحولات مدنی اظهار داشت که تمام کانون ها و کمیته ها باید منحل شود ودر این باره با شبیر خاقانی و دولت مذاکره خواهد شد. (21) وی بعد از خاتمه جلسه به اقامتگاه شبیر خاقانی رفت و با او به توافق رسید که به جز سازمان سیاسی خلق مسلمان عرب تمام کانون های موجود منحل شود و مقامات دولتی با مشارکت این سازمان امور انتظامی را تحت نظر بگیرند ولی درست در زمانی این مذاکرات جریان داشت عده ای به شهربانی حمله و آنجا را خلع سلاح کردند. (22) در پی این تحولات وضع صورت دیگری یافت: چنین به نظر می آمد که رویارویی اجتناب ناپذیر شده است. مدنی در یک مصاحبه اختصاصی با روزنامه اطلاعات اعلام کرد از 28 اردیبهشت خلع سلاح در خوزستان آغاز خواهد شد و به مدت یک هفته پایان می پذیرد. وی در مورد عوامل درگیری خرمشهر گفت که این عوامل شناخته شده هستند واو می داند که آن ها از کجا هدایت می شوند. وی در ادامه افزود "آنان که نغمه عرب و عجم" را ساز کرده اند نه علاقه ای به عرب دارند و نه عجم، مردم خوزستان خواه عرب زبان و خواه فارسی زبان باشند ایرانی فکر می کنند و جز به ایرانی بودن به چیز دیگر فکر نمی کنند. (23) بلافاصله بعد از این مصاحبه، سازمان سیاسی خلق عرب بر ضد برنامه های استاندارد خوزستان واکنش نشان داده و اعلام کردند هیچ مقامی نمی تواند آنان را منحل کنند. فرزند شیخ شبیر نیز از طرف وی اعلام کرد کانون هایی که موجب اخلال هستند باید منحل شوند ونه کانون هایی که فعالیت سیاسی و فرهنگی دارند.
 
در این میان شورای تأمین شهر خرمشهر تشکیل جلسه داده و سه اعلامیه جداگانه منتشر کرد: در اعلامیه اول اعلام شده بود تمامی اماکن دولتی ای که توسط گروه های مختلف اشغال شده است باید تا پایان وقت اداری دوشنبه 31 اردیبهشت 1358 تحویل شهرداری و بخشداری شود. در اعلامیه دوم اعلام شد کلیه فعالیت های انتظامی، نظامی و امنیتی از طرف سازمان ها و شوراها و انجمن ها و کمیته ها و کانون ها و افراد و .... از این تاریخ متوقف و منحل اعلام می شود وکلیه امور انتظامی صرفا از طریق مراجع دولتی انجام خواهد گرفت و دراعلامیه سوم نیز آمده بود که با توجه به پراکندگی انواع اسلحه در خرمشهر که امنیت شهر را به مخاطره افکنده بود از تاریخ جمعه 4 خرداد حمل و نگهداری هر نوع سلاح غیر مجاز ممنوع اعلام می شود و کلیه سلاح ها باید به پادگان دژ تحویل داده شود. (25)
 
بالاخره بعد از پنج ماه دولت مرکزی تصمیم گرفت که قاطعانه با این تحولات برخورد نماید. سازمان سیاسی خلق عرب درمخالفت با مواضع فرمانداری خرمشهر اعلام کرد که اسلحه بر زمین نخواهد گذاشت. (26) همان روز فرماندار خرمشهر اعلام کرد تعدادی از واحدهای پاسداران انقلاب وارد شهر خرمشهرشده اند و به زودی تعدادی دیگر نیز وارد خواهند شد. علاوه براین اعلام شد که نیروهای ارتش نیز برای حفظ نظم و مقابله با هر نوع عمل ضد انقلابی به خرمشهر آمده اند (27) در همان مقطع دریادار مدنی اعلام کرد: "به دنبال وقایع شوشتر و مسجد سلیمان و برخوردهایی که صورت گرفت بلافاصله جهت آرامش این دو منطقه و پیشگیری حوادث بعدی در نقاط دیگر، اقداماتی به عمل آمد و پاسداران انقلاب و نیروهای انتظامی تقویت شدند. تاکنون چند تن از ضد انقلابیون و کسانی که مخل نظم عمومی بودند دستگیر شدند وی در مورد کمیته ها گفت با برنامه ریزی اصولی کمیته های استان در پاسداران انقلاب ادغام خواهند شد و در حال حاضر تشکیلات پاسداران انقلاب در خوزستان در حال شکل گرفتن است. (28) مدنی بلافاصله طی تلفنگرامی از وزارت کشور درخواست کرد سرپرستی تمام نیروهای سه گانه در استان برای مقابله با ضد انقلاب را به عهده گیرد. (29)
 
این درخواست ها ظاهرا برای هماهنگی بیشتر جهت اجرای دستورات مفاد بیانیه های فرمانداری بود. سازمان خلق عرب نیز با پایان رسیدن ضرب العجل بلافاصله به تحصن در ساختمان تصرف شده پرداختند و با اینکه فرماندار و مقامات امنیتی تا سه بعد از نیمه شب با آن ها به مذاکره پرداختند ولی عملا نتیجه ای حاصل نشد. شیخ شبیر هم که در بعد از ظهر 29 اردیبهشت از خرمشهر راهی قم شده بود از آنجا پیام داد که پسرش و یکی از روحانیون به نام دیباجی از حوزه علمیه قم به خوزستان خواهند آمد تا مسایل را مورد بررسی قرار دهند. (30) در این میان اعضاء و هواداران سازمان سیاسی خلق عرب همچنان در اماکن دولتی به تحصن خود ادامه داده و سعی داشتند مردم را به آنجا بکشانند. همزمان با این تحولات دریادار مدنی در مصاحبه ای با روزنامه آیندگان گفت: "هر نیرویی را که ضد انقلابی بود درهم می شکنیم و هیچ حوصله تلاش های ضد انقلابی را نخواهیم داشت ... خلع سلاح را ما در خوزستان به این صورت عمل می کنیم که سلاح را از دست آدم های غیر مسئول در بیاوریم و آن را فقط در اختیار کسانی که پاسداران انقلاب اسلامی هستند و مؤمن به انقلاب اسلامی می گذاریم. " مدنی در مورد انگیزه های تحرکات خرمشهر اظهار داشت: "انگیزه حوادث اخیر خوزستان مسأله عجم و عرب نیست، استعمار و امپریالیسم که ضربه سختی بر پیکر آن وارد شده است هر روز توطئه جدیدی را طرح می کنند در استان خوزستان مساله عرب و عجم را مطرح کرده اند و اسلحه مجانی به طور قاچاق وارد و در مرز رایگان در اختیار مردم قرار می گیرد "وی افزود:" لذا به منظور برقراری آرامش در خرمشهر حدود یک صد نفر از افراد نیروی دریایی به این شهر اعزام شده اند "(31. )
 
همزمان با مباحثی که بین مقامات دولتی و گروه های مخالف در مورد اجرای مفاد بیانیه های سه گانه فرمانداری خرمشهر جریان داشت، کانون فرهنگی خلق عرب در اعلامیه ای خواهان اعطای خود مختاری به عربستان خوزستان محکومیت اتهام تجزیه طلبی، اجرای برنامه های عربی در صدا و سیما و انتصاب استاندار بومی شد. (32) در حالی که این تحولات ادامه داشت و به رغم این که پس از گذشت بیش از هشت روز از پایان ضرب العجل فرمانداری، هواداران کانون فرهنگی خلق عرب هنوز به تحصن خود پایان نداده بودند، وقایع دیگری رخ داد که تمامی این تحولات را تحت الشعاع قرارداد. در اوایل خرداد 1358 ستاد نیروی دریایی در تلفنگرامی به وزارت کشور اطلاع داد که برابر گزارش دریایی خرمشهر سحرگاه 7 خرداد سه نفر مسلح به وسیله دژبانی خلع سلاح شدند و اسلحه های آنان ضبط و یک نفر دستگیر شد. بعد از این حادثه سازمان سیاسی خلق عرب و برادر شبیر خاقانی مصرا تقاضای اعاده سلاح ها را نموده و اظهار داشت که در حال مذاکره برای خلع سلاح می باشد که در این مورد تذکر داده شد حمل سلاح غیر قانونی می باشد. در ضمن تعداد زیادی از جوانان عرب زبان جلو منزل شبیر خاقانی تجمع نموده اند و اظهار می دارند باید شدت عمل به خرج داد. (33) درهمین روز شبیر خاقانی از قم وارد خرمشهر شد وی که در این سفر با امام خمینی، نخست وزیر و آیت الله طالقانی ملاقات کرده بود اعلام داشت مرکز قول داده است در قبال خلع سلاح به خواسته های آن ها ترتیب اثر بدهد. (34) ولی در همین روز ظاهرا در اقدامی به تلافی عمل مزبور، پاسگاه ژاندارمری دیری فارم واقع درمنطقه عرب نشین غربی جزیره آبادان مورد حمله تعدادی افراد مسلح قرار گرفته پس از اشغال پاسگاه مأموران آن خلع سلاح می شوند. (35)
 
به دنبال این واقعه عناصر خلق [؟] عرب با حمله به گمرک دو نفر از پاسداران آنجا را به قتل رسانده و بدین ترتیب بحران تشدید گردید. اعضای کانون فرهنگی و نظامی جوانان مسلمان خرمشهر که برای خلع سلاح دست به اعتصاب غذا زدند و عده ای مردم در همین روز طی راهپیمایی ضمن حمایت از استاندار خواستار خلع سلاح و امنیت عمومی می شوند. (36)
 
در صبح 9 خرداد 1358 در حالی که بعد از ده روز هنوز برای اجرای مفاد اعلامیه های فرمانداری خرمشهر کوچک ترین اقدامی نشده بود، سازمان خلق عرب شروع به سنگر بندی در اطراف ساختمان ها و تقویت نیرو از طریق وارد کردن عناصر مسلح به شهر نمود. در همین روز چهار فرد مسلح با اتومبیل به محل تحصن مخالفان سازمان سیاسی خلق عرب آمده و به پرتاب کوکتل مولوتف و تیراندازی اقدام نمودند. این گروه همچنین با شلیک تیر به سوی شهربانی فضای شهر را ملتهب کردند.
 
به دنبال این تحولات دریادار مدنی در شهر حالت فوق العاده اعلام کرد واز مردم خواست که از خانه های خود خارج نشوند. بلافاصله پاسداران انقلاب و تکاوران از ارتش وارد شهر شده مرکز سازمان سیاسی خلق عرب و کانون فرهنگی خلق عرب را محاصره و بعد از پاره ای درگیری ها آنجا را تصرف کردند. در این درگیری 3 نفر از سازمان سیاسی خلق عرب کشته و 10 نفرمجروح و 37 نفر دستگیر می شوند. (37) همزمان با این عملیات نیروهای نظامی سازمان خلق عرب طی یک رشته عملیات گسترده بسیاری از پاسگاه های انتظامی و ساختمان های دولتی خرمشهر را مورد حمله قرار می دهد. (38) در ادامه این زد و خوردها نیروهای کمکی سازمان سیاسی خلق عرب از نقاط مختلف خوزستان به سوی خرمشهر سرازیر شده و از سوی دیگر نیروهای دولتی نیز تقویت شدند. به درخواست دریادارمدنی از وزیر کشور علاوه بر اعزام پاسدار از نیروی هوایی دزفول خواسته شود که با رشته پروازهایی به نمایش قدرت بپردازد. (39)
 
شهر فضای جنگی به خود گرفت و هر دو طرف خود را برای یک رویارویی نهایی آماده کردند. همزمان با این اقدام شیخ شبیر خاقانی و سازمان سیاسی خلق عرب طی مصاحبه های به رسانه های داخلی وخارجی مواضع خود را بیان کردند. شیخ شبیر خاقانی طی اعلامیه ای اعلام کرد که در مذاکرات پشین سه شنبه 8 خرداد 1358 خود با مقامات دولتی یعنی آقایان مدنی استاندار خوزستان وحقانی شهردار خرمشهر از یک سو و نمایندگان وی آقایان حجج الاسلام دیباجی، الیاسی و شیخ عیسی آل شبیر خاقانی از سوی دیگر در مورد خلع سلاح و تخلیه و تحویل کانون فرهنگی و دفتر سیاسی خلق عرب خوزستان توافق شده بود که نقل و انتقال مزبور تا روز پنج شنبه 10 خرداد 1358 صورت گیرد ولی با این حال نمایندگان وی صراحتا اعلام کرده بودند که انجام مورد گفت و گو نیاز به حداقل 24 ساعت مهلت دارد و در غیر این صورت مسئولیت هرگونه پیشامد و اتفاقی احتمالی به عهده آقای مدنی خواهد بود و مردم مسئولیتی نخواهند داشت و لذا توافق گردید تا روز پنج شنبه 10 خرداد 1358 موضوع مورد بحث به نحو مسالمت آمیز به انجام رسد لیکن علی رغم توافق فوق الذکر حوادث خونین و ناگوار خرمشهر 2 ساعت پس از جلسه مذکور با هجوم مسلحانه به کانون فرهنگی و دفتر سیاسی خلق عرب آغاز گردید .... "(40) شیخ شبیر همچنین تهدید کرد اگر استاندار خوزستان برکنار نشود ممکن است بحران جاری ابعاد گسترده تری به خود گیرد. همزمان با حوادث خرمشهر در آبادان و اهواز هم درگیری و اغتشاش هایی رخ داد.
 
مقارن با این تحولات تحریکات مرزی عراق افزایش یافت. بنا به اطلاعی که دولت منتشر ساخت "ساعت 11 صبح چهارشنبه شهربانی آبادان اطلاع داد که طبق خبر رسیده از آن طرف مرز به مهاجمین کمک می رسید". (41)
 
 دریادار مدنی نیز ضمن اشاره به پیام های رادیو عراق و کویت برای مردم خوزستان که از آن با نام "عربستان" نام برده می شد در مصاحبه با روزنامه اطلاعات گفت: "دست هایی در خارج ازکشور با عناصر ضد انقلاب همکاری دارند که بعدا در این مورد به صورت آشکار از این تلاش ها پرده برداری خواهد شد. "(42) با ادامه تحریکات تبلیغی و نظامی عراق نیروهای ارتشی و سپاه مرزهای خرمشهر را تحت کنترل بیشتری قرار دادند.
 
در این میان دریادار مدنی با شیخ شبیر خاقانی ملاقات کرده و پس از مذاکرات بالاخره در شانزدهم خرداد، توافق نامه ای در 8 ماده در خصوص حل مسایل خوزستان خصوصا خرمشهر حاصل می شود. در اعلامیه ای که بعد از این توافق نامه منتشر گردید تاکید شده بود که محرکین و مسببین شناسایی و محاکمه گردند، برقراری امنیت و حفظ انتظامات شهر و روستا زیر نظر شهربانی و ژاندارمری منطقه انجام پذیرد و کلیه شوراها، کمیته ها و کانون ها و سایر سازمان ها و جبهه های انتظامی بومی منحل و امور انتظامی از طریق سازمان های مسئول فوق انجام گیرد.
 
ولی این توافق نامه مورد اعتراض متحسنان مسجد امام صادق (ع) قرار گرفت. آنان اظهار داشتند تنها "زمانی دست از تحصن برمی داریم که ابتدا دولت اسرای عرب را آزاد نماید و پاسداران انقلاب از خرمشهر بیرون رانده شوند." متحصنان برای اجرای خواسته های خود تا هجدهم همان ماه مهلت دادند. (43) ولی در 18 خرداد در پی سخنرانی حجت الاسلام گلسرخی نماینده آیت الله شریعت مداری به تحصن خود پایان دادند و بدنبال آن آیت الله شبیر خاقانی و فرماندار خرمشهر هر یک به صورت جداگانه اعلامیه هایی دادند و خواهان حفظ برادری و اتحاد شدند.
 
تا قبل از درگیری روزهای خرداد 1358 دولت عراق فقط به شکلی پنهانی از گروه های مخالف عرب حمایت می کرد ولی بعد از این درگیری ها تحریکات مرزی و حملات عراق به صورت مستمری ادامه پیدا کرد. انفجار قسمتی از خط آهن در 16 کیلومتری خرمشهر در 20 خرداد 1358 در حالی که تنها چهار روز از توافق نامه مدنی وشبیر خاقانی گذشته بود و تبادل آتش میان پاسگاه های مرزی ایران وعراق خود نشانی از این امر بود. ولی با این حال تلاش های مسالمت آمیز مقامات دولتی برای حل و فصل این معضل ادامه یافت. دریادارمدنی در خلال دیداری از عشایر عرب در 22 خرداد اعلام کرد اقداماتی مبنی بر تقسیم عادلانه اراضی و رفع ستم و اجحافی که در دوره پهلوی بر آنان رفته را انجام خواهد داد. در پی دیدار شیخ عیسی خاقانی از استاندار در 13 خرداد و طرح درخواست آزادی زندانیان و آن گروه از کسانی که در وقایع خرمشهر دستگیر شدند بودند، استاندار آنان را آزاد و با یک دستگاه اتوبوس به خرمشهر اعزام کرد. (44) ولی با این حال همان گونه که اشاره شد حملات تروریستی در داخل شهر بمب گذاری و تیر اندازی های پراکنده به ساختمان های دولتی (45) ادامه داشت و در این میان اطلاعات واصله در مورد توزیع وسیع اسلحه در سطح استان برنگرانی های موجود می افزود. (46)
 
هنگامی که در اواخر خرداد آیت الله خلخالی در مصاحبه ای با مجله فردوسی اظهار داشت "مجازات خائنین و تجزیه طلبان مرگ است و اگر شبیر خاقانی نیز به بازی های تجزیه طلبان ادامه دهد و خائن شناخته شود، مصداق همین حرف خواهد بود .... "(47) بار دیگر بر تنش های موجود دامن زده شد. در این میان حتی به رغم انتشار بیانیه ای از سوی شورای تامین شهر خرمشهر مبنی برآن که نظر افراد که درباره آیت الله شبیر خاقانی بیان می شود مسئولیتش با گوینده آن است و نیز با وجود آن که شورای تامین شهر ضمن تجلیل از مقام آیت الله شبیر خاقانی اعلام کرد سعی دارد اجرای مفاد توافق نامه تداوم یابد و سرانجام علی رغم این که شیخ شبیراین سخنان خلخالی را غیر مهم دانسته و تظاهرات کنندگان را به آرامش دعوت کرده بود؛ (48) سازمان های سیاسی خلق عرب این موضوع را دستاویز قرار داده و دست به راهپیمایی زدند ودر پایان طی صدور قطعنامه ای گفته های آیت الله خلخالی را محکوم کرد.
 
در حالی که تظاهرات سیاسی، اقدامات تروریستی و همچنین زد و خوردهای پراکنده مرزی در سطح استان ادامه داشت، پیش آمد واقعه ای کار را به رویارویی نهایی رساند. در 24 تیرماه در پایان مراسمی که به مناسبت سومین روز شهادت انوشیروان رضایی مسئول پاسداران اعزامی از خرم آباد تجمعی در مسجد جامع شهر برقرار بود. نارنجکی در بین مردم انداخته شد و باعث کشته شدن هفت نفرگشت. در واکنش به این اقدام مردم خشمگین به خیابان ها آمدند و متعاقب آن گروهی به مردم تیراندازی کردند. هنگام حمل مجروحان به بیمارستان ظاهرا از اطراف خانه شیخ شبیر خاقانی به سوی مردم تیراندازی شد. بلافاصله پاسداران آن خانه را محاصره و افراد مستقر در آن را دستگیر کردند. پاسداران سپس به خانه شیخ رفته پس از بازرسی در آن مقادیری تسلیحات نظامی و مقداری اوراق و اسناد بدست آمد. در همین روز نیروهای پاسداران درخرمشهر یک خانه بازرسی می کنند و در آن چند قبضه آر. پی جی 7 و مواد منفجره بدست می آوردند و 20 نفر دستگیر می شوند که دو تن از آنان تبعه عراق بودند. (49)
 
شیخ شبیر خاقانی ابتدا به اهواز منتقل و سپس به قم اعزام شد و با انتشار اعلامیه ای در 30 تیر برائت خودش را از تجزیه طلبان اعلام نمود. با رفتن شیخ این غائله به پایان می رسد اما حرکتی که در آغاز بیشتر در چارچوب یک خواست متعارف قومی و فرهنگی آغاز شده بود، اینک با پشت سرگذاشتن تمام جوانب فرهنگی و سیاسی خود - سیاسی در چارچوب مملکتی و قانونی و فرهنگی متناسب با بدیهی ترین قواعد آموزشی و پرورشی به یک رشته فعالیت های پنهانی تروریستی تبدیل شد که در نهایت در خلال یورش نیروهای نظامی عراق به ایران در شهریور 1359 از حالت پنهانی خارج شده به بخشی از عملیات نظامی عراق تبدیل گردید.
 
مهم ترین نقیصه ای که از همان مراحل نخست کاردامن این حرکت را فراگرفت فقدان هرگونه تلاش اساسی بود. برای تفکیک یک رشته خواسته های متعارف قومی و فرهنگی از تحریکات و حرکت هایی که منشأ آشکار برون مرزی داشت. اگر چه توده مردم عرب خوزستان با عدم استقبال عمومی از این تحرکات درمراحل پیش از جنگ و همچنین با مقابله صریح خود با تجلی نظامی آن در خلال جنگ، یعنی مشارکت گسترده دردفاع از ایران هیچ گاه این حد فاصل را ازیاد نبردند ولی بخش قابل توجهی از گرایش های سیاسی کشور در آن دوره به ویژه تبلیغات و تعلیمات گروه های چپ که بهره برداری از حق خلق ها را نصب العین قرار داده بودند. این حد فاصل را مورد توجه قرار نداد. نشریه کار، ارگان فدایی ها به رغم آن که یکی از دلایل تشکیل کانون فرهنگی خلق عرب را وجود عوامل ارتجاع در سازمان سیاسی خلق عرب می دانست. ولی در فعالیت هایشان عملا با آن همراه بود. در عرصه ای دیگرعملکرد شیخ شبیر نیز بر همین روال بود. او با آن که می دانست عوامل کشورهای عربی در دامن زدن به تحرکات تجزیه طلبانه در خوزستان فعال هستند و حتی در یک بیانیه خود اعلام داشت که تاسیسات نفتی ایران در خطر است. ولی از بهره برداری این نیروها از اعتبار و نفوذش جلوگیری نکرد. نه این که به این وجه از کار یعنی به رشته خارجی بعضی از این تحرکات آگاهی نداشتند، آگاهی داشتند ولی نسبت به مخاطرات نهفته در این نوع حرکات و توان بالقوه آن ها در سوق این خواسته ها به نوعی از رویا رویی که در نهایت به نفی هرگونه چارچوب قانومند و دموکراتیک حل و فصل مسآله می توانست منجرگردد. شناخت در خور توجهی ارائه نکردند. رقابت و همچشمی در حمایت هرچه گسترده تر از حق خلق ها و بی توجهی به پاره ای از جوانب ناخوشایند این مقوله یعنی موضوع بهربرداری قدرت های بیگانه از آن نیز ویژگی اصلی رویکرد چپ ایران نسبت به این مساله بود.
 
1 - خرمشهر در جنگ طولانی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تهران. 1375. ص 34
 
2 - خاطرات سرلشگر رفیق السامریی، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، تهران. 1375.
 
3 - مرز آبی خرمشهر بسته شد. روزنامه کیهان 1375/08/12
 
4 - خرمشهر در جنگ طولانی. ص 51 و 52
 
5 - همان ص 55 و روزشمار جنگ ایران و عراق، ج اول. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تهران 1375. ص 364
 
6 - مشکلات و مسایل اولین سال انقلاب از زبان مهندس بازرگان، تهران. دفتر نهضت آزادی ایران 0.1362. ص 10 و 11
 
7 - تیمسار دکتر مدنی رئیس ستاد نیروی دریایی، ایران به مرز دیگران تجاوز نمی کند. روزنامه کیهان 20/1/1385 ص 2.
 
8 - دولت، نمایندگان عرب زبانان را به تهران فراخواند. روزنامه اطلاعات 21/1/1385 ص 3.
 
9 - امنیت شهرها تآمین می شود. روزنامه کیهان 23/1/1358 ص 3.
 
10 - همان، ص 673
 
11 - همان، ص 748 به نقل از نشریه ویژه خبرگزاری پارس 1358/04/02 ص 6.
 
12 - همان، ص 739 به نقل از نشریه ویژه خبرگزاری پارس 1358/07/02.
 
13 - سخنگوی دولت، دولت طرح عفو عمومی را دنبال می کند. روزنامه کیهان 25/1/1358 ص 6.
 
14 - روزشمار جنگ ایران و عراق بحران خوزستان ج دوم، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ تهران 1377 ص 299. به نقل از اسناد لانه جاسوسی آمریکا جلد 10 ص 64،65
 
15 - مدنی: جرج حبش دو بار به خوزستان آمد. روزنامه اطلاعات 14/1/1358 ص 2.
 
16 - عاملین حوادث خرمشهر در دادگاه انقلاب محاکمه می شوند. روزنامه کیهان 17/3/1358. ص 8
 
17 - روزشمار ج 2، ص 455 به نقل از روزنامه مردم ایران 19/3/1358
 
18 - روزشمار جنگ ایران و عراق، جلد اول ص 87.
 
19 - فرمانده نیروی دریایی واستاندار خوزستان، چند عامل تجزیه طلبی درخوزستان دستگیر شدند. روزنامه اطلاعات 22/2/1358 ص 3. از دیگر موارد حساسیت کشورهای عربی می توان به خبر ذیل اشاره کرد. "هفته گذشته جلسه ای به عنوان افطار در منزل یکی از سفرای عرب درتهران تشکیل شده بود. در این جلسه پنج سفیر و معاونانشان درباره سیاست آینده دولت های مطبوعشان در مورد خوزستان به بحث نشسته اند و در نهایت گزارش مشترکی نوشته شده که در آن سفرا به دولت های مطبوعشان توصیه کرده اند در مورد حوادث خوزستان سیاست صبر و انتظار در پیش بگیرند ... " مجله امید ایران، دوشنبه 29 مرداد 1358. خیلی محرمانه. ص 50.
 
20 - ساختمان کانون نظامی فرهنگی خرمشهر به آتش کشیده شد. روزنامه اطلاعات 24/2/1358. ص 7.
 
21 - کانون و کمیته های خرمشهر منحل شد. روزنامه اطلاعات 25/2/1358 ص 3.
 
22 - حمله به شهربانی خرمشهر، روزنامه اطلاعات 26/2/1358 ص 7.
 
23 - خلع سلاح خوزستان از جمعه شروع می شود. روزنامه اطلاعات 26/2/1358. ص 7
 
24 - فقط کانون ها و سازمان های مزاحم خرمشهر منحل می شود روزنامه اطلاعات 27/2/1358 ص 3
 
25 - روزشمار، ج 2 ص 187 و 188
 
26 - خلع سلاح عمومی در خوزستان از امروز آغاز می شود. روزنامه کیهان 29/2/1358 ص 7.
 
27 - همان
 
28 - نیروهای انقلاب و انتظامی واردمسجد سلیمان و شوشتر شدند. روزنامه اطلاعات 29/2/1358 ص 2
 
29 - روزشمارج 2، ص 203
 
30 - روزشمارج 2، ص 230 به نقل از روزنامه بامداد وکیهان 1358/01/03 ص 2.
 
31 - روزشمارج 2، ص 240 و 241 به نقل از روزنامه آیندگان 1358/02/03.
 
32 - روزشمار، ج 2 ص 277 و 278 به نقل از اعلامیه کانون فرهنگی خلق عرب.
 
33 - روز شمار، ج 2 ص 302 و 303
 
34 - روزشمار، ج 2 ص 305 به نقل از نشریه کار مورخه 31/3/1358.
 
35 - روز شمار، ج 2، ص 305
 
36 - روزشمار، ج 2، ص 318 به نقل از روزنامه بامداد 1358/09/03
 
37 - روزشمارج 2، ص 344
 
38 - روزشمارج 2، ص ص 47-346
 
39 - روزشمارج 2، ص 347
 
40 - در وقایع خوزستان دست خارجی دخالت دارد روزنامه اطلاعات 1358/12/03 ص 2
 
41 - روز شمار، ج 2، ص 355 به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی 1358/12/03
 
42 - روزشمار، ج 2 ص 355 به نقل از روزنامه بامداد و اطلاعات 1358/10/03
 
43 - توافقنامه آرامش در خوزستان امضا شد. روزنامه اطلاعات 17/3/1358. ص 2
 
44 - دیدار استاندار خوزستان با آیت الله شبیر خاقانی. روزنامه کیهان 26/3/1358 ص 4.
 
45 - انفجار در بندر خرمشهر، روزنامه کیهان 27/3/1358 ص 7.
 
46 - روزشمار ج 2 ص 547
 
47 - بمب اندازی و ایجاد حریق در خرمشهر، روزنامه اطلاعات 31/3/1358 ص 3
 
48 - دیدار با آیت الله ال شبیر خاقانی و گزارش آنچه درخوزستان می گذرد. مجله امید ایران. دوشنبه 25 تیرماه 1358.
 
49 - مدنی از اسرار آشوب خرمشهر پرده برداشت. روزنامه اطلاعات 25/4/1358. ص 2 و "مهاجمین با پرتاب نارنجک به مسجد خرمشهر 7 نفر را کشتند" روزنامه کیهان 25/4/1358 ص 3.
 
50 - آیت الله خاقانی از خرمشهر رفت. روزنامه کیهان 26/4/1358. ص 2
 
51 - نقش امپریالیسم و ​​ارتجاع در وقایع خونین خرمشهر، نشریه کار، دوشنبه 28 خرداد 1358. شماره 15 ص 1 و 2 و همچنین گزارش چگونگی وقایع در خرمشهر (2). نشریه کار. پنج شنبه 31 خرداد 1358. شماره 16

52 - جلوی کشتارها باید گرفته شود. مجله امید ایران. دوشنبه 14 خرداد 1358 و توطئه در خوزستان ادامه دارد. مجله امید ایران. دوشنبه 1 مرداد 1358. ص 9