دیدگاه: اقدامات مافیایی که گروه ملی اهواز را زمینگیر کرد

 

 

 

 

 

 

 

 

اعتراضات کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز طی دوره های متوالی تقریبا هر چند ماه یک بار و از زمان واگذاری این گروه به بانک ملی اتفاق افتاد. این اعتراضات ابتدا به دلیل تاخیر در پرداخت حقوق و مزایا شکل می گرفت اما رفته رفته با رو شدن "دست های مافیا" آنچنان که این کارگران عنوان می کنند، "شکل" و "شعار" اعتراضات هم تغییر کرد و پس از دوره های اولیه تحصن به سمت اعتراضات چالشی تمایل یافت.

 

 

هسته مرکزی اعتراضات، خطوط عریض این اعتراضات را با توجه به روشن شدن ابعاد به محاق رفتن این گروه تولیدی، پس از واگذاری به بانک ملی، به خوبی تعیین کرد و توانست شکل اعتراضات را از تحصن صرف به خاطر تاخیر در پرداخت حقوق، به مبارزات کارگری جهت حفظ این گروه صنعتی با خطوط متعدد تولید هدایت کنند.

 

 

در واکنشی, یکی از نمایندگان اهواز در مجلس گفته بود که "دستهای مافیا در تضعیف و تعطیلی این گروه فولادی نقش دارد." همین سخن را استاندار خوزستان در جمع تعدادی از کارگران گروه عنوان کرده بود.کارگران معترض، از مدیران سابق این گروه یاد می کنند که پس از ترک منصب خود توانستند در چند جای استان از جمله در اهواز، دزفول، محمره (خرمشهر) و  فلاحیه (شادگان) برای خود خطوط تولید محصولات فولادی راه اندازی کنند و جهت بدست آوردن بازار عراق تعطیلی خطوط تولید گروه ملی را هدف قرار دادند.

 

 

این افراد تحت عنوان "گروه مهندسان" بین ۱۰تا ۱۵ نفر هستند که مقدمات اولیه فعالیتهای مافیایی خود را از سال ۸۹ و با تشکیل شرکتی در داخل گروه ملی تحت عنوان ایثارگران آغاز کردند. این افراد با سابقه که از همه جزئیات گروه، اطلاعات کافی داشتند فعالیت مسموم و فساد انگیز خود را با خرید ضایعات هم از گروه ملی و هم از خارج از آن و فروش دوباره به خود گروه آغاز کردند. به این ترتیب نطفه اولیه فعالیتهای فساد انگیز شکل گرفت و با دستکاری در نحوه توزین ضایعات فولادی, این مافیا عملا زمینه بدهی های گروه را مهیا کرد. فعالیت شرکت ایثارگران داخل این گروه با نام دیگری تحت عنوان شفق تا سال ۹۵ ادامه یافت. پس از این اتفاقات گروهی از کارگران که از مدتها قبل به این امر پی برده بودند اعتراضات خود را آغاز کردند بطوریکه پس از چند دور تعطیلی فعالیت خود و دست کشیدن از کار در نهایت توانستند جلوی فعالیت شفق را بگیرند و ذینفعان را از شرکت اخراج کنند.

 

همزمان با فعالیت های فساد انگیز خود در داخل شرکت، این مجموعه از افراد که سود های هنگفتی را از راه فروش ضایعات به گروه ملی به دست آورده بودند اقداماتی تحت عنوان سرمایهگذاری در ایجاد خطوط تولید فولاد در چند شهر استان آغاز کردند.

آنها همچنین با دریافت وام های سنگین تحت این عنوان از دولت، توانستند پس از چند سال خطوط تولید خود را به کار بندازند.

شرکت فولاد خلیج فارس در منطقه برومی اهواز توسط آقای یار محمدی و فاضل بختیاری، روهینا در دزفول توسط جابریان، فولاد اروند در محمره با حمایت یکی از نمایندگان و شخصیت های متنفذ در تهران از جمله فروزنده،و فلاحی با حمایت لابی "فولاد خوزستان" از جمله فعالیت های این گروه مافیایی است.

 

 آنها در راستای رونق بخشیدن به فعالیتهای خود و زمین گیر کردن گروه ملی به دنبال جذب مشتری طرف دار محصولات این گروه _یعنی عراق_ بودند که در نهایت با تعطیلی خطوط تولید در گروه ملی به اهداف خود رسیدند.با خارج شدن گروه ملی از صحنه تولید بر اثر فعالیتهای مخرب این مجموعه مافیایی در سال ۹۵ و بیکار شدن نزدیک به ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر، اعتراضات کارگری شدت یافت. در این اوضاع بود که بانک ملی به عنوان سهامدار اصلی نتوانست نقش خود را ایفا کند و همین امر سبب شد تا اعتراضات کارگری حدت بیشتری به خود بگیرد.

 

تا جائیکه در آخرین دور از اعتراضات کارگران، نزدیک به دو ماه تمام روزانه خیابانهای اصلی، بازار و مرکز شهر اهواز را محل اعتراض خود درآوردند تا بلکه صدای آنها به گوش برسد. این اعتراضات البته مورد حمایت خیلی از مجموعه های کارگری ایران و حتی خارج از کشور قرار گرفت و در اخبار جهان انعکاس نسبتا خوبی داشت. پس از این رویداد و انعکاس جهانی خبرهای اعتراضی کارگران، صداهای مخالفی نیز از داخل جهت ساکت نمودن آن شروع شد. طی چند روز سپاه پاسداران نزدیک به ۴۲ نفر از این کارگران را بازداشت و روانه زندان کرد و بدین ترتیب اعتراضات این کارگران خاموش شد.

 

 

هرچند دولت از طریق استانداری اقدامات تسکینی انجام داد و طی چند نوبت مواد خام برای راه اندازی یکی از خطوط در این گروه تولیدی انجام داد اما تا فعالیت سالم و روتینی مجدد، آتش کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز زیر خاکستر خواهد ماند.