برداشتی انتقادی از کنفرانس (۲۴ نوامبر ۲۰۱۸) حركة النضال در کوپنهاگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علی حیدری

 

           جناح دانمارکی " حركة النضال العربي لتحرير الاحواز " در روزهای 24 و 25 نوامبر 2018 کنفرانسی تحت عنوان " مع الاحواز في التصدي للإرهاب الإيراني " با حضور میهمانانی از کشورهای عربی و ملیت های غیر فارس ایرانی که در حدود دویست نفر تخمین زده می شدند، تشکیل جلسه داد. اين كنفرانس در فاصله ی زمانی کمتر از یک سال از آخرین کنفرانس این گروه در بروکسل ( 20 ژانویه 2018 ) منعقد می شودکنفرانس بروکسل نیز که با عنوان " معا لمواجهة الإرهاب الإيراني " آغاز به کار کرد اغلب از میهمانان غیر حزبی و غير وابسته به النضال شکل یافته بود. در هر دو کنفرانس اخیر به دلیل غلبه ی تعداد میهمانان خارجی بر تعداد اعضای خود گروه می توان این نشست ها را به " كنفرانس " تعبير كرد و کاربرد اصطلاح  " کنگره = موتمر " هیچ گونه مناسبتی با نوع فعالیت و کارکرد این دو نشست اخیر ندارد. برای روشن شدن تفاوت بین دو اصطلاح " کنفرانس = ندوة، اجتماع، ملتقی " و " کنگره = موتمر " در حوزه ی سیاست به تعریف آنها رجوع می کنیم

        کنگره: کنگره عالی ترین نهاد و یک نشست درون حزبی است که بر اساس آن یک حزب، گروه یا سازمان سیاسی به ارزیابی خود و مقامات حزبی از زمان کنگره ی قبلی تا کنگره ی حاضر می پردازد و سپس ارکان حزب ( شورای مرکزی، دفتر سیاسی، هیئت بازرسی، کمیته های فرعی و دبیر کل ) را انتخاب می کند. در نشست کنگره استراتژی، سیاست های کلی و برنامه ی زمانمند حزب به تصویب اعضای رسمی حاضر می رسد تا بر اساس آن در کنگره ی آینده به ارزیابی دبیر کل و دیگر مقامات حزبی پرداخته شود.

 

         کنفرانس: کنفرانس یک نشست با موضوعی معین است که توسط یک نهاد، سازمان بین المللی، یک دولت و یا یک حزب سیاسی برگذار می شود و حضار از زوایای گوناگون و مورد نظر خود به طرح نظرات، پیشنهادات و توصیه های خویش در رابطه با موضوع کنفرانس می پردازند. بدین ترتیب و با توجه به تعاریف فوق، نشست اخیر جناح دانمارکی النضال در شهر کوپنهاگ بیشتر شبیه یک کنفرانس بود تا یک کنگره ی حزبی. لذا در این نوشتار از اصطلاح " کنفرانس " برای نشست مذکور استفاده می شود. اما چون خود النضال اصرار بر عنوان " کنگره " برای نشستشان دارند این نوشتار بر اساس معنای سیاسی و بار مفهومی این اصطلاح به نشست اخیر نظر می افکند و به نقد آن می پردازد.  

 

      1- نشست قبلی جناح دانمارکی النضال که در بروکسل برگذار شده بود چه برنامه ی زمانمندی شده ای برای دبیر کل و دیگر ارکان گروه تعیین کرده بود تا نشست اخیر در کوپنهاگ بر اساس آنها به ارزیابی مسئولان حزبی بپردازد؟ آیا اساسا در نشست بروکسل ( ژانویه 2018 ) برنامه ای برای گروه به تصویب اعضا رسیده بود؟ به نظر می رسد که نشست قبلی نیز مانند نشست اخیر بوده و گروه النضال در نشست بروکسل نه برنامه ی زمانمندی معینی تدوین و تصویب کرده و نه به کسی مسئولیت انجام کاری را محول کرده بود. در حقیقت نشست قبلی هم مانند نشست اخیر یک " کنفرانس " بود تا یک " کنگره " به معنای اخص آن. این امر نماینگر آن است که النضال نه برنامه ای دارد، نه کسی از اعضای رسمی خود را ملزم به اجرای برنامه ای می کند، نه معیاری برای ارزیابی ارکان سازمانی خود دارد، و نه کسی پاسخگوی عملکرد و کارکرد خویش در یک بازه ی زمانی تعریف شده است. برنامه ی زمانمند حزبی از آن جهت اهمیت دارد که " معیاری " عینی و نه شعاری برای ارزیابی و سنجش کل مجموعه و ارکان آن بشمار می رود و مقامات و مسئولان حزبی بر اساس برنامه است که مورد پرسش و بازخواست اعضای حزب قرار می گیرند.

 

       2- اگر فرض شود که شاخه ی دانمارکی النضال خود را جناح سیاسی یک سازمان مبارز جدایی خواه می داند کاملا بجا خواهد بود تا این سوال پرسیده شود که اعضای جناح سیاسی النضال چه کسانی هستند؟ این امر در تمام سازمان های مسلحی که جناح سیاسی آنها از جناح مسلحشان جداست، مرسوم و معمول می باشد. به عنوان مثال جناح سیاسی جبهه ی آزادیبخش فلسطین و یا جناح سیاسی گروه حماس برای همه ی مردم فلسطین و جهان شناخته شده بوده و هستند. همچنین ارتش جمهوری خواه ایرلند شامل دو بخش نظامی و سیاسی بود که بخش سیاسی آن ( شین فین ) کاملا شناخته شده بودند. این امر بدین دلیل حائز اهمیت است که مشخص شود رهبران سیاسی بر اساس چه سازوکاری انتخاب می شوند و تا چقدر خود را ملتزم به برنامه ی سازمان خویش می دانند و تا چه اندازه ای در اجرای برنامه ی گروه موفق بوده اند. در حقیقت از طریق آشنایی با چهره های سیاسی جناح غیر نظامی یک گروه جدایی خواه می توان آن افراد و در نهایت کل گروه را نه تنها از طریق کنش نظامی بلکه بر اساس شکل و نوع فعالیت سیاسی نیز مورد ارزیابی قرار داد. در رابطه با جناح دانمارکی النضال تنها یکی دو چهره هستند که با ذکر سمت سازمانی رسانه ای می شوند و  از دیگر ارکان جناح سیاسی گروه خبری وجود ندارد. چنین وضعیتی می تواند گویای فقدان جناح سیاسی و تفکیک آن از جناح نظامی در چارت سازمانی النضال باشد که کاستی تشکیلاتی بزرگی بحساب آمده و آسیب های جبران ناپذیری به کلیت گروه وارد می سازد.

 

          3- کنگره ی حزبی بر اساس یک استراتژی و مرامنامه ی شفاف مبادرت به تعیین و اتخاذ برنامه ی سیاسی زمانمند می کند. برنامه ی سیاسی از آن جهت زمانمند تعیین می شود چون بر اساس شرایط متغییر سیاسیاجتماعی داخلی و جهانی نگاشته می شود. به عبارتی دیگر برنامه ی سیاسی زمانمند نماینگر وجود " تحلیل مشخص از شرایط مشخص " است. اگر سازمانی که داعیه ی مبارزه ی مسلحانه دارد، فاقد برنامه ی سیاسی روشن، مشخص و زمانمند باشد چنین ضعفی نشانگر آن است که این سازمان فاقد تحلیل از شرایط موجود بوده که این امر به نوبه ی خود نیز بر فقدان استراتژی در آن سازمان دلالت دارد. از دلایلی که نشان می دهد النضال فاقد هر گونه تحلیل عینی از شرایط می باشد، فقدان تحلیل آن گروه از شرایط کنونی ایران و بویژه شرایط اجتماعیسیاسی بسیار حساس اقلیم اهواز می باشد. در اینجا باید متذکر شد که صدور بیانیه ی تحلیلی تفاوت بسیاری با بیانیه های محکومیت دارد.

  

          اما استراتژی از مفاهیمی است