در کنفرانس ائتلاف اپوزیسیون ایرانی (سلطنت طلبان) در واشنگتن چه گذشت؟ / دکتر کریم عبدیان

 

طی هفته های گذشته، دعوت نامه های مختلفی از طرق متفاوت بوسیله تلفن یا ایمیل جهت شرکت در یک کنفرانسی که هدف خود را بررسی آینده سیاسی ایران اعلام کرده بود، دریافت کردم.این دعوت از سوی گروهی که خود را ائتلاف اپوزسیون ایرانی با هدف گذار مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی توسط مردم ایران و برای ایجاد ایرانی آزاد و دمکراتیک معرفی کرده بود، صورت گرفته و زمان و مکان آن برای روز شنبه ۹  ژوئن در دانشگاه جورج واشنگتن شهر واشنگتن در نظر گرفته شده بود.

دعوت از من و از تنی دیگر از دوستان عربم و نیز از دوستانمان در کنگره ملیتهای ایران فدرال و همچنین از شورای دمکراسی خواهان ایران، همزمان صورت گرفت.

در این میان قرار بود دوستان دیگری نیز از اروپا که به نمایندگی از سازمانها و احزاب مختلف دعوت شده بودند، به ما در واشنگتن بپیوندند، ولی به دلیل مشکل ویزای امریکا بعضا توانستند و بعضی دیگر موفق به اخذ ویزا برای موعد مقرر نشدند.

نهایتا قرار شد من نه فقط از طرف خودم به عنوان یک شخصیت فعال سیاسی و صاحب نظر، بلکه  به دلیل عدم حضور آقای جلیل شرهانی دبیر کل حزب تضامن دمکراتیک اهواز و بعنوان یکی از مشاورین ارشد این حزب در این اجلاس شرکت کنم و علاوه بر آن بعنوان مسئول کمیته بین المللی کنگره ملیتهای ایران فدرال و همچنین به عنوان رئیس کمیسیون روابط دیپلماسی و بین المللی شورای دمکراسی خواهان ایران، و به نمایندگی از این مجموعه ها، در این کنفرانس شرکت کنم.

روز قبل از کنفرانس یعنی عصر جمعه ۸ ژوئن، بنا به دعوت برگزار کنندگان از جمله آقای دکتر علیرضا نوری زاده مدیر و صاحب تلویزیون ایران فردا و رئیس مرکز مطالعات ایران و عرب در یک جلسه معارفه با حضور تعداد زیادی از تدارک دهندگان و اشخاص ثروتمند و متنفذ ایرانی در هتل ریتز کارلتن واشنگتن– و سپس همان شب در یک ضیافت شام در یک رستوران ایرانی باز با حضور تعدادی از همان افراد از جمله اقایان  نوری زاده، محسن سازگارا، شاهرخ امیر اسکندری، دکتر شهریار آهی، جمشید چالنگی و آقای ستار خواننده معروف ایرانی و چندین شخصیت سیاسی و نظامی سابق آمریکائی و تعداد دیگر –شرکت کرده و برای جلسه روز شنبه 9 ژوئن، از من تقاضا شد که به دلیل حضور تعدادی از مهمانان آمریکایی صاحب نظر و صاحب نفوذ، سخنرانی خود را به زبان انگلیسی ایراد کنم.

با این زمینه و بدین منظور در روز شنبه ۹ ژوئن در دانشگاه جورج واشنگتن حاضر شدم و همراه با دیگر سخنرانانی چون  آقای عبدالله مهتدی دبیر کل حزب کومله زحمتکشان کردستان ایران به نمایندگی از ملت کُرد، آقای دکتر ضیاء الدین صدر الاشرافی  به نمایندگی از ملت ترک آذربایجان ، آقایان ناصر بلیده ای دبیر کل حزب مردم بلوچستان و غلامرضا حسین بر دبیر کل جبهه متحد بلوچستان - و هردو به نمایندگی از ملت بلوچ و تعداد دیگری از شخصیت های سلطنت طلب و سرمایه دار، سخنرانی خود را به زبان انگلیسی ایراد کردم که مضمون فارسی آن چنین است:

با تشکر از دکتر نوری زاده برای معرفی بنده و با تشکر از برگزار کنندگان این اجلاس و با تشکر از این فرصتی که بمن دادید. من کریم عبدیان هستم و صحبت من در مورد ملت عرب در ایران ، جایگاه و  نقش آن در آینده ایران و مشارکت آن در سقوط جمهوری اسلامی و نیز پس از آن خواهد بود . عربها در ایران یا عربهای ایرانی حدودا ۱۰ در صد جمعیت ایران را تشکیل میدهند و عمدتا در جنوب غرب ایران ساکنند. ملت عرب در ایران یک اقلیت ملی ، اتنیکیی ، زبانی و مذهبی است و عربها در ایران از ساکنان بومی و اصلی این سرزمینند – و به شهادت تاریخ ساکنان تاریخی آنند. ملت عرب در ایران در خلال نزدیک به ۴۰ سال حیات جمهوری اسلامی در تحت بدترین فشار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی قرار داشته و مواجه با سرکوب وحشتناک و عرب ستیزی عریان و پنهان، و نیز پاکسازی قومی بوده است -  رژیم جمهوری اسلامی ایران با سیطره و کنترل بر این مردم و سرزمینشان به مثابه یک نیروی اشغالگر ، و با بدترین شیوه آنها را فقیر و به حاشیه رانده است . علیرغم اینکه ۹۰ در صدر نفت ایران از سرزمینهای آباء و اجدادی آنها تولید میشود ولی آنها در بدترین شرایط اقتصادی زندگی میکنند، و این وضع نه فقط در زمان جمهوری اسلامی، بلکه در زمان رژیم سابق شاه نیز این چنین بوده است.

سؤالم از حضار اینست که شما فکر میکنید چه سهمیه ای و چه قسمتی از نفت به این مردم تعلق داده شده است، : ۵۰ در صد، یا ۳۰ در صد،  ۱۰ در صد ؟ خیر ، صفر در صد . و این نیز نه فقط در رژیم فعلی بدین گونه است، بلکه در زمان رژیم گذشته نیز این چنین بوده است.

در دو دهه گذشته در زمان جمهوری اسلامی بیش از ۴۵۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزان عرب بوسیله دولت و بوسیله پاسداران بزور غصب شده است – بنابراین و به این دلیل ملت ما، همراه و همگام با دیگر مبارزان آزادیخواه ایرانی در صف مقدم مبارزه برای براندازی جمهوری اسلامی است. ملت ما و جوانان ما حاضرند برای خارج شدن از این وضع نابسامان موجود جان خود را فدا کنند. زیرا بر اساس آنچه که هر روز به عنوان اخبار روزانه از جوانان ما در داخل میرسد ، ملت ما و دیگر ملل تحت ستم مضاعف در ایران، در یک حالت مرگ تدریجی زندگی می کنند.

بنابراین به نیابت از حزب و همصدا با ملت عرب در ایران و بعنوان نمایندگی از کنگره ملیتهای ایران فدرال  و شورای دمکراسی خواهان ایران که هر کدام از ۱۳ و ۱۴ احزاب منطقه ای در مناطق عرب و کرد و بلوچ و ترک و ترکمن و لر نشین در ایران، و نیز از نیروهای مترقی و پیشرو فارس- تشکیل شده است،  اعلام می داریم که ما بدون هیچ پیش شرطی آماده ایم با هر نوع تجمع ائتلاف و جبهه ای برای سرنگونی جمهوری ایران بدست خود مردمان ایران و برای گذار مسالمت آمیز از آن به ایرانی آزاد و دمکرات بر مبنای عدالت اجتماعی شرکت فعال داشته باشیم – در این حال این را نیز اینجا و با هرچه صراحت و به شفافیت کامل بگویم که ما به اینجا نیامده ایم که بر علیه این یا آن گروه و یا سازمان باشیم و بر علیه کسی جبهه تشکیل دهیم - و مطلقا اجازه استفاده ابزاری از وجودمان را به کسی نمیدهیم و نخواهیم داد.

ما بدون هیچ پیش شرطی حاضریم با همه کار کنیم اما حداقل شما می بایست از مطالبات و خواسته ها و آرمان های ما آگاه باشید. ما خواهان ایرانی آزاد،  دمکراتیک ، لائیک و فدرال هستیم. هدف ما ایرانی است که متعلق به مردمان کشور ایران است که در آن زندگی میکنند - یعنی ایران برای همه ایرانیان و با شرکت کلیه ملیت ها و اقوام ساکن آن و با مشارکت دادن همه  گروه های ملی و اتنیکی و مذهبی و جنسی در قدرت سیاسی . ما تحقق این امر را فقط و تنها در یک ایران غیر متمرکز و فدرال میبینیم. که اداره مردمان مختلف ایران ، در مناطق و استانها و اقالیم مختلف ایران بدست خودشان و در موازات با حکومت مرکزی  و با داشتن دو مجلس قانون گذاری، مجلس سنا که از نمایندگان کلیه مناطق مختلف و ایالت های فدرال تشکیل شده و همچنین یک مجلس شورای ملی به نمایندگی از همه شهروندان و آحاد ملی در ایران، باشد. و معتقد هستیم این نوع سیستم حکومتی تنها راه پیشگیری از باز تولید هر نوع دیکتاتوری در ایران است.  البته ما بحث در مورد حدود و ثغور خواسته ها و مطالبات خود و مطالبات دیگران را برای آینده به مجلس موسسان در بعد از سقوط جمهوری اسلامی واگذار میکنیم- و برای مثال بنظر ما ایران آینده ایرانی نخواهد بود که در آن و در قانون اساسی آن تنها زبان فارسی زبان رسمی شناخته شود. ( اینجا عده ای پرخاش اعتراض و سروصدا راه انداختند و عده ای دیگر با سروصدا جلسه را ترک کردند.) پس حساب زبانهای کردی و ترکی و بلوچی و غیره چیست؟ و یا در آینده ایرانی نخواهد بود که سیطره فقط فرهنگ یک ملت بر دیگران تحمیل شود… ما به دنبال تجزیه ایران نیستیم اما اگر شما این را تجزیه طلبی میدانید هیچ مانعی ندارد ، شما مختارید که بدانید....  ما اکنون ، مرحله عاجل و آنی کنونی را پشتیبانی فعال و همه جانبه از مبارزات کنونی در داخل کشور و همبستگی سراسری بین مبارزات مختلف در ایران میدانیم.

در خاتمه،  خلاصی و عبور از دیکتاتوری عریان جمهوری اسلامی در ایران پس از ۴ دهه یک ضرورت تاریخی است – لزومه خلاصی از آن بالضروره اتحاد ما میباشد – چرا که هیچ ملتی و یا ملیتی و یا قومی و هیچ گروه و حزب و سازمانی مطلقا و به تنهائی قادر نیست و نخواهد توانست به این امر مهم و سرنوشت ساز سرنگونی رژیم مبادرت ورزد. این ضرورت یک فرصت تاریخی را برای ایرانیان فراهم کرده است که استفاده از آن می بایست در دستور روز آزادی خواهان ایران باشد علی الخصوص که به دلیل ماجراجویی های سیطره  طلبانه جمهوری اسلامی ایران در منطقه امروزه این رژیم نه فقط دشمن ایرانیان بلکه دشمن ملتهای منطقه از جمله ملتهای عراق و سوریه و لبنان و یمن نیز میباشد. و این اعمال رژیم موجب عدم استقرار نه فقط در منطقه بلکه در جهان شده است – لذا – مهم است آزادیخواهان ایران برای کسب پشتیبانی آراء جهانی – از این فرصت طلائی استفاده نمایند.

اشاره: برای آنهائی که کنفرانس را ترک کردند و آنانی که به حرفهایم اعتراض کردنند بگویم و بدین سان سعه صدر خود و ملتم را نشان دهم که من  بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهیم در سال ۱۹۷۶ میلادی در آمریکا و پس از برگشت به ایران و علیرغم داشتن دو پیشنهاد کار در دست، یکی از شرکت نفت و دیگری از سازمان انرژی اتمی ، بلافاصله پس از ورودم در زمان شاه، دستگیر و دو سال  در زندان اوین - فقط به دلیل افکارم و به دلیل عضویتم در کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در آمریکا و بدلیل شرکتم در تظاهرات مسالمت آمیز بر علیه شاه در نیویورک و واشنگتن ، در زندان اوین محبوس بودم که ۱۱ ماه آن در سلول انفرادی بوده و در این مدت بشدت شکنجه شدم. اما مع الوصف با دعوت شما به کنفرانس شما آمدم و اعلام کردم حاضرم با شما همکاری کنم. ولی علی الظاهر شما حتی علیرغم شعارهای دمکراسی خواهانه تان  حاضر به اعتراف و قبول وجود من و مردم عرب نیستید. براستی برایتان متاسفم.

کریم عبدیان

واشنگتن –  ۱۲ ژوئن ۲۰۱۸