نقدی بر منشور حقوق شهروندی دولت اعتدال از منظر یک شهروند عرب -بخش ششم

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علی حیدری

شهروندی زیست محیطی و نقد دولت 

از مهمترین جنبه های به چالش کشیده شدن نگرش انتزاعی به حقوق ( که منشور شهروندی از آن تاثیر پذیرفته ) عبارت است از افزایش آگاهی نسبت به تهدیدات فراروی ساختار زیست محیطی و بنابراین آسیب پذیری انسان در مقابل صدمات ناشی از تخریب محیط زیست. رشد سریع اندیشه ی سیاسی زیست محیطی در سالهای اخیر باید به حساس شدن مردم به حفظ منابع طبیعی و تغییر جهت به سمت توسعه ی پایدار بینجامد، یعنی توسعه ای که منجر به پدیده هایی نظیر طوفان های ریزگردی، خشک شدن تالاب ها، باران های اسیدی، سدسازی، انحراف سرچشمه ی رودخانه ها و.. نشود.
هر چند در منشور شهروندی سرفصلی تحت عنوان " حق محیط زیست سالم و توسعه ی پایدار " مشخص شده است و منشور چهار بند را به بحث محیط زیست اختصاص داده است، اما حداقل وضع زیست محیطی استان خوزستان نشان می دهد که دولت به هیچ یک از توصیه های خودش در منشور عمل نکرده و به برنامه های اقتصادی خویش بدون توجه به اثرات و عواقب زیست محیطی آن برنامه ها ادامه داده است. در واقع دولت - به مفهوم عام آن - در ایران نشان داده که نمی تواند هم متولی توسعه ی اقتصادی با توجه به تعریفش از توسعه باشد و هم در همان حال حافظ محیط زیست.
بدین ترتیب نیازمند تعریف نوینی از شهروندی هستیم که ضمن جدایی این مفهوم از مفهوم دولت، به دنبال حقوق شهروندی بر پایه ی یک هستی شناسی نوین از انسان باشد، هستی شناسی ای که با پذیرش شکندگی انسان در صدد معرفی " شهروند زیست محیطی " گام بردارد. چنین برداشتی از شهروندی نگرش تجریدی به حقوق شهروند - که درمنشور بازتاب یافته - را به چالش می کشد، نگرشی که رویکرد ذره انگارانه ای را به مسئله ی حقوق و مسئولیت ها تشویق نموده است.
شهروندی زیست محیطی باعث می شود که در مورد شهروندی درکی فراتر از علائق مادی مان به حقوق رفاهی و حقوق مالکیت و مبادلات بازار داشته باشیم. چنین درکی از شهروندی چالش مهمی را برای سلطه ی مبتنی بر معیارهای بازاری ایجاد می کند، سلطه ای که دولت ها بر اساس معیارهای تنگ نظرانه ی اقتصادی به عنوان اصلی ترین دستاوردهای بشر بر آن تاکید می نمایند.
همان طور که " نیوبای " اظهار داشته، محیط زیست گرایی به پذیرش بسیار گسترده تر این حقیقت منجر شده که " رفاه اقتصادی به خودی خود مدنیت، انسجام اجتماعی یا حتی نفع شخصی روشنفکرانه را ارتقاء نمی دهد ".
شهروندی زیست محیطی مستلزم این است که موضوعات مربوط به حفظ محیط زیست را حداقل به اندازه ی موضوعات پیشرفت در علم و اقتصاد حائز اهمیت بدانیم. به همین دلیل شهروندی باید به وسیله ی ارزش های محیط زیست محور در کنار ارزش های انسان محور پی ریزی شود.
بازاندیشی در مورد شهروندی در پاسخ به نگرانی های زیست محیطی گواه خوبی است بر این ادعا که مواجه با خطرات و چالش های نوین - که بعدی جهانی هم پیدا کرده اند - نیازمند قطع پیوند شهروندی با مفاهیم محدود کننده ای نظیر " دولت - ملت " می باشد. از لحاظ تضمین حقوق و انجام مسئولیت هایی که لازمه ی هر گونه اداره ی باثباتی می باشند، حفظ پیوند میان شهروندی و شکل بسته و انحصاری جامعه ی سیاسی یعنی دولت دیگر امکان پذیر نیست، خواه این دولت " ملی " باشد و خواه " منطقه ای ".
(
ادامه دارد )…