جنبش کارگری وهمبستگی مردمی بین ملت عرب اهواز

 

 

منا سیلاوی

 

جنبش کارگری و همبستگی مردمی ملت عرب اهواز 

 

بسیاری ها این مقوله معروف را شنیده ایم که میگوید پیروزمندان تاریخ را مینویسند بر همین اساسا خمینی و پیروانش با سرکوب همه ملیتهای ستمدیده در ایران تا حد کشتار به دلیل مخالفت با نظام "جمهوری اسلامی ولایت فقهیکه تاز میدان شدند و این انقلابی را كه نتیجه خون قهرمانان گمنام مردمان در سراسر ایران بود مصادره کردند و آن را به نام خود جا زدند

هم اکنون نه تنها پیروان خمینی بلكهاپوزوسیون مرکزگراسعی در تحریف تاریخ دارد و منكر مبارزات حتی جنبش کارگری و نیروهای مردمی ملل غیر فارس در مناطق مختلف می شود.

۲۹ می سالروز قتل عام "چهارشنبه سیاه محمره" بواسطه حاكم نظامیاحمد مدنیاست  و امروز  روز كارگر است ، و در این میان خبری از ذکر اسم كارگران عرب شركت های نفت كه شیرهای نفت را بر رژیم در تهران بستند و باعث فلج شدن اقتصاد شاه شدند، نیست، هرچند این حركت باید به صورت قهرمانانه به یاد آورده شود، ولی رژیم خمینی به به خوبی درک کرد که جنبش کارگری پاشنه آشیل هر نظامی مستبدی در جهان از جمله در ایران است به همین دلیل یا آن را سرکوب و یا اینکه نادیده گرفته و میگیرد.  

روح الله خمینی به جای این که به وعدههایی كه به معلم خود آیت الله آل شبیر خاقانی، یكی از بزرگترین مراجع منطقه در مورد حقوق ملت عرب اهواز عمل كند، به ارسال استاندار سرکوبگر خود مدنی پاسخ همبستگی مردمی و کارگری را با قتل عامی 300 نفره داد .

رژیم خمینی نیز فهمید كه برای حفظ حاکمیت خود باید همبستگی میان اقشار مختلف جامعه را از بین ببرد و از همان ابتدا نه تنها حقوق ملت عرب را به رسمیت نشناخت بلكه سعی در از بین بردن این ملت به طرق مختلف فیزیكی و فرهنگی كرد.

 

پس از اینكه خمینی به ایران بازگشت ، گروهی ۳۰ نفره (وفد الثلاثینی) از فعالان و زندانیان سیاسی سابق، نویسندگان و وکلا و رجال دین عرب  که رهبری معنوی آیت الله آل شبیر خاقانی در محمره ( خرمشهر) را پذیرفته بودند به تهران رفتند تا از رهبر رژیم جدید بخواهند به وعدهای خود عمل كند . مردم اهواز در ایستگاه قطار برای بدرقه آیت الله خاقانی آمده بودند و هنوز از طبیعت خونخوار رژیم خمینی اطلاعی نداشتند لذا امیدوار بودند که با دست پر از تهران برگردند ولی نمی دانستند ارمغان خمینی قتل عام خواهد بود. این سفر در اوایل اردیبهشت ۱۳۵۸ صورت گرفت و جلسه ای در هتل انقلاب (گاردین سابقبا حضور فعالان، و نویسندگان سرشناس عرب مانند آقای  جابر احمد، یوسف عزیزی بنی طرف و مهندس عبدالرزاق السید صالح المحمدی و….. جلسهای برگزار شد .

بعد از اینكه نماینده مردم عرب به تهران رسیدند خمینی سكوت اختیار كرد و پس از آن خلخالی به صورت واضح مخالفت خمینی را به اجرا گذاشت و بقیه آیت الله ها سعی در توجیه موضع خمینی داشتند و این در حالی بود كه هفت بند خواسته ای مردم عرب عبارت بود از:  

اعتراف رسمی به ملت عرب در ایران  

تاسیس مجلس شورای محلی

اعاده اسامی تاریخی عربی که در زمان شاه تغییر کرده بود 

بازگرداندن زمین های کشاورزان عرب به آنان  

ایجاد روزنامه به زبان عربی 

برقراری دادگاهها به زبان عربی

به رسمیت شناختن زبان  عربی در کنار زبان فارسی در منطقه

 متاسفانه این گروه سرخورده به اهواز بازگشتتند و تهران درخواست بستن مراكز فرهنگی را کرد .

مردم عرب در مراكز فرهنگی تحصن كردند و اعلام کردند از حق خود كوتاه نخواهند آمد، همین امر باعث شد كه به دستور خمینیاحمد مدنیو به راهنمایی خائنان محلی مانندعلی شمخانیكه كمیته چی شده بودند به مردم بیدفاع با اسلحه حمله ورشدند و صبح مردم محمره ( خ ر م ش ه ر) در آن روز با صدای توپ و رگبار آغاز شد و قبل از اینكه خورشید غروب كند جسد 300 نفر از ملت عرب به خاك و خون كشیده شد .

 

روز کارگر و یاد شهیدان حقوق ملت های در بند  گرامی باد .