نظام ولايت فقيه و زنده كردن نظريۀ آريائي توسط ناسيوناليسم نژادپرست پان فارسيسم

 نظام ولايت فقيه وزنده كردن نظريه آريائى توسط ناسيوناليسم نژادپرست پان فارسيسم

نوشته: جابر احمد

ترجمه از عربي : مونا سيلاوي

 

 

پس ازسرنگونى رژيم پادشاهى وبرقرارى جمهورى اسلامى درايران، با شعار باصطلاح انقلاب فرهنگى سعى دربازنويسى تاريخ ايران شد. تاريخي كه درهماهنگى با ايدولوژى ولایت فقیه جمهورى اسلامى باشد و إيران را ازتاريخ نژاد پرستانه ى دوران شاه و پهلوی ها جدا كرده و به آغوش تاریخ جعلی تشیع ولایت فقیهی بنام تاریخ اسلامى بازگرداند 

بعد ازاينكه حَناىِ شعارهاى جمهورى اسلامى دراختلافات بين سلطه طلبان رژيم رنگ باخت ودرخواست هاى به حقه ى ملل غير فارس درايران بالا گرفت، خط مشى نژاد پرستى پهلوی در رژيم آخوندی دوباره خود نمايى كرد. به طورى كه ملى مذهبى ها ونژاد پرستانِ فارس وآریائیّ باقی مانده از دورۀ پهلوی و انحصار -طلبان زبان فارسی، به دو روى يك سكه تبديل شدند. اين روش جديد دردوران احمدى نژاد به اوج خود رسيد، به طورى كه روز ٢٩ اُكتبرهر سال را روز بزرگداشت كوروش ناميد. جالب استکه بیست نهم اکتبر قبل ازمیلاد روز آزادی یهود از اسارت بابل است، یعنی: نه روزتولد، نه آغاز سلطنت ونه روزتاجگزاری کوروش است !   

مسلما برگزارى مراسم ياد بود براى كوروش وغيره ..، حق هرملتى است. ولى تبديل اين روزبه كارنوالى براى فرياد زدن شعارهاى نژاد پرستانۀ (آریائی از نوعِ هیتلریِ آن) وعرب ستيزانه، امرى غيرقابل قبول ازنظرانسانی وملی است. این شعارهای نژاد پرستانۀ شرم آورازنظر انسانی، دركشورى مثل جمهورى اسلامى ایران داده میشود که مدعی برادری وبرابری مسلمین است 

اين شعارهای نژاد پرستانۀ هیتلری درحق ملل ساكن درايران، ازسوی ملیتهای محکوم درایران بخصوص عربها،ترکهاوترکمنهاوافراددموکرات محكوم ومرفوض است زيرا كه چنين شعارهائی دستمايه بعضی ازدولتمردان جمهورى اسلامى ایران شده تا بدست آویزنظريۀ بی معنی ونادرست برترى نژادى آريايى براى ظلم بيشتر، برعليه نيمى ازساكنان باصطلاح غيرآريايى ايران سوء استفاده كنند  

پاك سازى قوميتى دراهوازبه صورت برنامه ريزى شده انجام شده ومى شود. انتشار نامه سِرّىِ مديردفتررئيس جمهوروقت محمدخاتمی یعنی آخوندابطحى درسال ٢٠٠٥ براى تغيربافت جمعيتى استان ازاكثريت عرب به اقليت عرب یکی ازمصداق های چنين امرى است 

دراين مقاله به بحث درباره اصول تاريخي نظريۀ نژادآريايى نخواهم پرداخت، چراكه بحثى طولانى وپيچيده است زیراما را از اصل مطلب دورمی كند، ولى واجب می بينم كه به ابعاد سياسى واجتماعی و فرهنگی اين نظريه وچگونگى تأثروبرداشت نژاد پرستانِ فارس از اين نظريه وتاثيرات هولناك آن را ازاوائل قرن بيستم درداخل ايران وخارج ايران را به صورت مختصرشرح خواهم داد  

اين نظريه نژادپرستانۀ برتری طلب شانزده میلیون نفر را درجنگ جهانى اول(پان ژرمنیسم) و پنجاه دومیلیون انسان را درجنگ جهانى دوم (نازیسم هیتلری) به كام مرگ فرستاد 

درسالهاى پايانى قرن نوزدهم وسالهاى آغازين قرن بيستم كلمه آريايى براى كسانى كه به اين نظريه ايمان داشتند مفهوم نژادى وسياسى وحتی فرهنگی مهمى داشت، مبنى براينكه تمام دستاوردهاى تاريخي، علمی ومدرن انسانى از ابتكارات اين نژاد بوده وهست وچون اين نژاد، نژادى پاك وبرتراست فقط او مي تواند فرهنگ وتمدن انسانى بسازد ورهبری کند 

اما اين نظريه درايران تا سال هاى آغازين قرن بيستم تأثيرخاصى برجامعه ايرانى نگذاشته بود، زيرا افكارنژاد پرستانۀ درمردم ايران نهادينه نشده بود و مفهوم وطن براى هرفردهمان شهروروستاى وى بود، ولى درهمين زمان تعداد اندكى از تحصل کرده های ايرانى تحت تاثيرآنچه دراروپا میگذشت رو به اين نظريه آوردند، جالب اینکه بعضی ازآنها ازتبارقاجار(ترک تباروترک زبان) بودند 

اين رويكرد درچهارنسل قابل مشاهده است، نسل اول جلاالدین میرزای قاجاروفتح على آخوندزاده (آخوندوف) ومیرزا ملکم ونسل دوم ميرزآقاخان كرماني تابرسد به نسل سوم ازرضا شاه از احمدکسروی تا صادق هدایت و ابراهیم پورداود ها تا به نسل چهارم امروزی. آخوند زاده درطرح نژاد آريايى درتندرويى گوى سبقت را ازهمه اقران زمانش ربوده بود و مريدانش معتقد بودند كه نژاد فارس درعمق تاريخ وجودداشته تا اينكه عرب ها به ايران حمله كردند، آنان منشأ عقب افتادگى ايران را درحملۀ عرب وانقراض ساسانی ودراسلام مى ديدند 

آنان به اين بسنده نكردند بلكه راه حل رسيدن به يك ايران مدرن را دربازگشت به تاريخ قبل ازاسلام مي ديدند. حملۀ عربهاى"پا برهنه وگرسنه" (نقل ازآخوند زاده) "تنها نژاد سامى كه فرهنگى ندارد" (نقل ازآرامش دوستدار) را باعث و بانى اصلی عقب آفتادگى ايران ازکاروان تمدن وازجمله تمدن غربي مي شمردند ومیشمرند. تمام نوشته ها وسخنرانى هاى تحصل کرده های بعدی قومگراى نژادپرست فارس به سرعت رنگ و بوى اين نگاه را بخود گرفت 

ميرزاآقاخان كرمانى(که یکی ازدامادهای یحیی صبح ازل که یکی ازدوجانشین رقیب هم علی محمدباب بود) كه به شدت تحت تأثیراَفكارآخوند زاده قرار گرفته بود مفهوم نژادِ فارس را كامل كرد. درتمام نوشته هايش تمام ابعاد نژاد پرستی فارس مشهود است. آخوند زاده درباره خودچنين مى گفت: اگرچه علی الظاهرتركم اما نژادم ازپارسیان است واميدوارم ايرانيان بفهمند كه ما فرزندان پارس هستيم و وطنمان ايران است وحق داريم كه به نژاد خود افتخاركنيم  

اين نژاد پرستان درتعامل با دستاوردهاى غرب به صورتى دوگانه رفتاركردند از يكسو، طرفداران مدرنيته بودند ومى خواستند ايران را به آينده ای بهتر سوق دهند و ازسوى ديگردربازگويى دستاوردهاى تمدن ايران براى مبارزه با استعمار، بزرگ نمايى مى كردند 

كارشان به جايى رسيد كه براى قانع كردن مردم دست به تحريف تاريخ زدند. بيشترين موضوعى كه اين، به اصطلاح روشنفكران را به هراس مى انداخت مهم ترين دستاورد تمدن غربى، دموكراسى(آزادی های قانونی و برابری انسانی شهروندان) و دورى ازاَفكار نژاد پرستانه بود 

بااينكه مى دانستند فكرمدرن غربى، دين را ازسياست جدامى كند، ولى ازهيچ تلاشى براى جذب روحانيون شيعه فروگذاری نکردند. وبراى سقوط سلسله قاجاريه ازروحانيون شيعه درخواست همراهى مى كردند ودراين راستا قوانين مدرن غربى را، اسلامى ويا تحريف كردند تا در راستاى هدف هاى نژاد پرستانه آنان باشد 

دوران رضا شاه، دوران مهم رشدوپخش افكاروايديولوژى این باصطلاح روشنفكران قومگراى نژادپرست فارس بود، زيرا كه رضا شاه با دنبال كردن سياست هاى غير فارس ستيزوخصوصاًعرب وترك ستيز، زمينه رابراى رشداين گونه افكارآماده كرد. 

 اين تحصل کرده های نژادپرست، برخلاف دوران قاجاريه كه درخارج ازايران فعاليت مى كردند، دردورۀ پهلوی واجازه پيدا كردند تا درداخل ايران به نشرافكار نژاد پرستانه خود بپردازند 

اين فعاليت ها با انتشارروزنامه ها و مجلات درايران قوت بیشتری گرفت. دراين نشريه ها ازرضا شاه و فعاليت هايش براى تشكيل يك دولت مركزى قوى تمجيد مى شد. ازاحمد كسروى، علي اكبر داور وعبد الحسين تيمورتاش ومحمد على فروغى و دكترمحمودافشاریزدی به عنوان افرادى كه ازرضا شاه حمايت كرده واعمال استبدادي وى را درنظرمردم ايران به عنوان يك قهرمان تحريف كردند مى توان نام برد 

اين قومگرايان نژاد پرست، خطرهاى مختلف را با رنگ هاى مختلف نشانه گذارى كردند، خطراستعمارانگليسى آبى، خطركمونيست سرخ ، خطراسلام وعرب ها سبز وخطرعثمانىها(ترکها) زرد ودرآخرخطرسياه رابراى جهل واستبداد انتخاب كردند 

دربرهه ى زمانىِ بين دوجنگ جهانى، نژادپرستان فارس تحت تأثير أفكارنژاد پرستانۀ حزب هاى نژاد پرست دراروپا مثل حزب نازى درآلمان كه سردمدارنژاد برترآريايى بود وحزب فاشيست درايتاليا قرارگرفتند 

اين به اصطلاح روشنفكران چنان تحت تأثيرنژادپرستی آریائی قرارگرفته بودند كه صليب شكسته را نمادخوشبختى وپيروزى تمام ايرانيان وآريايى ها مى دانستند.      

 صليب شكسته نمادى شد كه آريايى هاى ايرانى "فارسها" بدروغ مدعی شدند که هزاران سال قبل براى خود انتخاب كرده بودند، نمادى كه نشانه خوشبختى وتعلق آنها به نژاد آريايى بود. 

 نماد پيروزى آريايى ها (صليب شكسته) بود چرا كه هيتلرپرچم آلمان نازى را با اين سمبل آراسته بود! 

  وهرجا كه آريايى هاحضورداشته باشند(صليب شكسته)محترم شمرده مى شد. از ديوارهاى مسجد شاه اصفهان گرفته تاسردرسازمان هاى دولتى درتهران، بچشم میخورد 

اينگونه افكارارتجاعی ونژادپرستانه که دردوران پهلوى همچون ایدئولژی  حاکم بيان مى شد دردوران جمهورى اسلامى نيزتكرارمى شود 

 میدانیم که دايره نژاد شناسى درحزب ناسیونال سوسیالیسم (نازی) آلمان مردم دنیا را برپايۀ نژاد آنها تقسيم كرده بود وتمام مردم شرق را به جزژاپنى ها ازنژاد پست مى شمرد، ازدواج مردان ايرانى را با زنان آلمانى ممنوع اعلام كرده بود. واين ممنوعيت اجبارى بود، وهرگونه رابطه عاشقانه بين دختران آلمانى و مردان شرقي نيز ممنوع بود 

شعارهای نژادپرستانه بزرگداشت امسال"روزكوروش": (سالگرد آزادی یهودیان از اسارت بابل) را با بقيۀ سالها متفاوت كرد، مشاركت هزاران نژاد پرست فارس و خودآريايى پنداردرمنطقۀمشهدمرغاب(ی) که مستشرقین پاسارگاد نامگزاری کردند، همراه با فرياد شعارهاى عرب واسلام ستيزبود، جالب این بود كه حكومت جمهوری اسلامی ايران  ورهبرش نيزدربرابرچنين شعارها و رفتارهايى سكوت اختياركردند 

غائله به اينجاختم نشد وكاربه جايى رسيد كه وبسايت تابناك كه مديريت آن در اختيارمحسن رضائي، دبيركل مجلس تشخيص مصلحت نظام است، إعلام كرد كه اسم كوروش در آيات ٨٣ و٩٩ سورۀ كهف به اسم ذوالقرنين بيان شده است وقرآن ازوى به عنوان يك مرد خدا پرست وعادل و درستكارياد كرده است 

درپايان ازقومگرايان فارس مى خواهم كه برطبل نژاد پرستى نكوبند زيرا تاريخ نه چندان دورثابت كرده است كه چنين افكارى چه نتايج هولناكى را دروهله اول براى خود آنان و سپس براى ديگران در برداشته وخواهد داشت 

فضیلت و رذیلت همواره فردی است: درمیان تمام ملت ها، زبانها، معتقدین ادیان ومذاهب ورنگهای چهارگانه، همچون زنان ومردان انسانهای شریف و آزادیخواه و برابری طلب یعنی مخالف هرنوع تبعیض وعدالت طلب  وجودداشته، دارد وخواهد داشت همچنانکه افراد ظالم، دشمن آزادی وبرابری، نژادپرست وتبهکارهم درمیان همه آنها بوده و خواهد بود. 

اصل مقاله جابر احمد:

http://www.ahewar.org/debat/show.art.asp?aid=536800